بیوگرافی شادمهر عقیلی

هفتم بهمن ماه ۱۳۵۷ در يك خانواده شش نفره در تهران متولد شد.سه برادر داشت كه دو نفر از آنها رو در جنگ ايران و عراق از دست داد

از بچگي به نوازندگي علاقه داشت و با پيانو شروع كرد ولي بعد ويلون را بعنوان ساز تخصصي خود انتخاب كرد.آهنگسازي ميكرد و نواختن ساز را از هر كاري بيشتر دوست داشت. ساز هاي تخصصي وي پيانو ،گيتار و ويلن بوده و در نواختن ويلون تبحر خاصي دارد.

 از ۱۳۷۶ وارد واحد موسيقي صدا و سيما شد و در آنجا مشغول به كار شد ولي كارهاي او براي كسب مجوز مشكل داشتند.بعنوان اولين كار معبود را اجرا كرد. بعد از آن بهار من اولين كاست او بود.بهار من كاست بدون كلامي بود كه نوازندگي پيانو ،گيتار و ويلون را در آن بعهده داشت

 بعد از بهار من مسافر به بازار آمد و تحولي در موسيقي پاپ كشور ايجاد شد كه آثار آن براي هميشه به جا ماند.بعد از آن كاست دهاتي منتشر شد و باعث نمايان شدن فرق بين كارهاي شادمهر و ديگران شد.در اين راه هميشه مشكلات بسيار زيادي سر راه او قرار داشت و گرفتن مجوز براي كاري كه نام شادمهر روي آن باشد مشكل شد

 با وارد شدن شادمهر به سينما محبوبيت او صد چندان شد .او در دو فيلم سينمايي پر پرواز و شب برهنه بازي كرد و خود را در عرصه بازيگري هم مورد امتحان قرار داد . بازي در اين فيلمها باعث افزايش حساسيت روي كارهاي وي شد

 پس از آن ، دوسال گرفتن مجوز براي كاست بعدي يعني آدم و حوا ادامه پيدا كرد و شادمهر كه ديگر عرصه را براي كار تنگ مي ديد رهسپار ينگه دنيا شد تا كسي نتواند جلوي پيشرفت او را سد كند . و قصه پر پرواز را در زندگي خود تكرار كرد . شايد پر پرواز زنگ خطري بود براي آنهايي كه اجازه راحت كار كردن را از امثال شادمهر سلب ميكردند

 آدم و حوا و بعد از آن خيالي نيست بصورت غير مجاز در ايران پخش شد و محبوبيت وي را بيش از پيش زياد كرد تا هوادارانش با دور شدن او از وطن ، او را به خود نزديك تر حس كنند و ا ز كارهاي اين نابغه موسيقي لذت ببرند

 در حال حاضر وي در تورنتو كانادا مشغول كار است و ار تباط خود را با وطن و هوادارانش همچنان حفظ مي كند تا كاري باب ميل جوانان اين كشور ارائه دهد و جاي خود را در قلب ايشان نگاه دارد

» بیوگرافی گران ترین بازیگر زن سینمای ایران + عکس


لیلا اوتادی گران ترین بازیگر زن سینمای ایران

لیلا اوتادی که در سال ۸۸ با بازی در ۶ فیلم سینمایی عنوان پرکارترین بازیگر زن را به خود اختصاص داد هنوز چند روز از آغاز سال جدید نگذشته است که به طور همزمان مشغول بازی در دو فیلم سینمایی به نام های “پیتزا مخلوط” و “سورپرایز” است. طبق خبرهای موثقی که به دست ما رسیده است اوتادی برای بازی در “پیتزا مخلوط” که حسین قاسمی جامی کارگردانی آن را برعهده دارد مبلغ ۷۵ میلیون بابت ۲۵ روز بازی دریافت کرده است که این امر موجب شد اوتادی لقب گرانقیمت ترین بازیگر زن سینمای ایران را به خود اختصاص دهد. قرار بود در این فیلم الناز شاکردوست هم برای یکی از نقش های مکمل جلوی دوربین قرار بگیرد اما به خاطر عدم توافق مالی بین وی و تهیه کننده این همکاری شکل نگرفت.اوتادی امسال با فیلم های:عروسک، پسر آدم دختر حوا ،باغ قرمز،آدم کش،پیتزا مخلوط و سورپرایز روزهای خوبی را برای گیشه های سینما رقم خواهد زد.به نظر می رسد در شرایطی که هدیه تهرانی این روزها حضور کم رنگی در سینما از خود به نمایش می گذارد و آخرین فیلم او یعنی “شبانه” هم نتوانست در اکران موفق ظاهر شود می توان گفت سینمای ایران به ظهور سوپراستار جدید زن نیاز مبرم دارد و اوتادی نشان داده است که ویژگی های لازم برای سوپراستار شدن را دارد.

بد نیست در انتها به رقم دستمزد برخی دیگر از بازیگران زن سینمای ایران نیز اشاره ای داشته باشیم:

نیکی کریمی:۵۰ میلیون تومان برای بازی در فیلم “شکلات داغ”

مهناز افشار:۵۵ میلیون تومان برای بازی در فیلم “پوپک و مش ماشالله”

مهتاب کرامتی:۳۵ میلیون تومان برای بازی در فیلم “آدمکش”


نیوشا ضیغمی:۳۰ میلیون تومان برا بازی در فیلم “به سوی آفتاب”

_____________________________

لیلا اوتادی متولد ۱۴ مرداد ماه ۱۳۶۲، دارای مدرک کارشناسی معماری داخلی از دانشگاه تهران است. وی با فیلم «چشمان سیاه» ساخته ایرج قادری بازیگری را آغاز کرد. اوتادی این روزها ایام پر مشغله‌ای را سپری می‌کند و پس از بازی در فیلم‌هایی چون عروسک، آدم کش، باغ قرمزو سفید و سیاه جدیدترین ساخته قاسم جعفری و پس از تهیه‌کنندگی یک فیلم کوتاه در حال فراهم کردن مقدمات تهیه‌کنندگی اولین فیلم بلند سینمایی خود است. گفتگوی نوروزی با او داشتیم که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

تجربه و تحصیل

قطعا هر دو اثرات مثبت خود را در روند رو به رشد بازیگر خواهد گذاشت اما نه تنها تحصیلات آکادمیک، بلکه زندگی آکادمیک هم خود مکمل یک بازیگری خوب است. چرا که تحصیلات در هر رشته‌ای به خصوص رشته‌های هنری کمک به سزایی در شناخت استعداد و خلاقیت هنری به فرد می‌کند. مطالعه در نوع زندگی‌های مختلف به خصوص در ارتباط با نقش‌هایی که پیشنهاد می‌شود بسیار حائز اهمیت است و در کنار آن قطعا نقش تجربه نیمه دیگر ماجراست.

حس و تکنیک

به شخصه معتقدم تلفیق حس و تکنیک جواب بهتری می‌دهد. تجربه به من ثابت کرده است که دانستن تکنیک قدم اول است و اگر می‌خواهی بازی متفاوتی ارائه بدهی باید راه تلفیق حس و تکنیک را خوب بدانی و این سخت‌ترین بخش ماجرا ست، اما اثر و نتیجه اش بسیار به ارائه یک بازی خوب کمک می‌کند.

نوروز

نوروز همیشه به من حس خوبی داده است و واقعا به معنای نو شدن همه چیز است.در نوروز همه چیز دچار تغییر می‌شود، از فصل و سال بگیرید تا حال و هوای انسان. همیشه هفته‌های آخر اسفند را به خاطر حال و هوای آمدن نوروز و بهار دوست داشته‌ام. نوروز همیشه همراه با سنت‌های خوب و اصیل ما ایرانی‌هاست، مثل خانه تکانی، عید دیدنی، عیدی دادن، سفره هفت‌سین و… امیدوارم سال خوب و پربرکتی برای ایرانیان باشد.

نه گفتن را بلد بودم

از اوتادی در مورد گزیده کاری‌اش در تمام این سال‌ها پرسیدم و گفتم چرا مثلا فیلمی مانند «ناسپاس» را رد کردی که در پاسخ می‌گوید: «نه گفتن را بلد بودم!» در تمام این ۹ سال که وارد عرصه بازیگری شده‌ام، خوشبختانه پیشنهادات زیادی بوده است و همکاران لطف بسیاری به من داشته‌اند. سعی کرده‌ام جواب این لطف را نه با زیاده کاری بلکه با گزیده کاری و ارائه بازی‌های متفاوت در فیلم‌های خوب و همکاری با کارگردان‌های صاحب سبک جبران کنم.

سینمای ایران در انتظار سوپر استار

سوپر استار تعریفی مشخص در تمام دنیا دارد. بازیگری محبوب، مشهورو الگوی اکثر مردم که حضورش در فیلم، علاوه بر تضمین گیشه می‌تواند بازی‌های حرفه‌ای هم از خود به نمایش بگذارد. با این تعریف شاید بتوان گفت سینمای ایران در حال حاضر چهار یا پنج ستاره دارد و در انتظار یک سوپر استار است.

ترجمه کتاب و شعر

در حال حاضر مشغول ترجمه یک کتاب انگلیسی به زبان فارسی هستم. البته این اولین بار نیست که دست به ترجمه می‌زنم. البته علاقه به ترجمه از کودکی در من وجود داشت. یادم می‌آید زمانی که کودک بودم وقتی پدرم برایم کتاب انگلیسی می‌خرید، فورا شروع به ترجمه آن می‌کردم.در کنار ترجمه، کتاب شعرم نیز در حال اتمام است که با نام «و تو…» به زودی منتشر خواهد شد.

خانواده خوشبخت

خانواده خوشبخت چند نشانه بیشتر ندارد.خوشبختی در نگاه تک تک اعضای یک خانواده خوشبخت به زندگی مشهود است.برای من، خانواده خوشبخت خانواده‌ای است که افراد آن، درجه اول اهمیت را برای یکدیگر دارند.من همیشه وقتی دور از خانه و خانواده هستم، لحظه شماری می‌کنم که زودتر به خانه برگردم و در کنار خانواده‌ام باشم، این برای من یعنی خوشبختی.

فیلم می‌سازم

بعضی از نقش‌ها و فیلمنامه‌ها که به نظرم جالب می‌آمد، اما نمونه‌اش در سینمای ایران کمتر دیده می‌شد مرا تشویق کرد که سرمایه گذاری در فیلم‌های مورد علاقه‌ام را نیز تجربه کنم.در همین راستا یک فیلم کوتاه به نام «مهمانی زیر آب» را به تازگی تهیه کرده‌ام که در مرحله صداگذاری و تدوین است. اولین فیلم بلند سینمایی خودم را هم به زودی و در اوایل سال آینده تهیه خواهم کرد که فیلمنامه آن در مرحله بازنویسی است.این فیلم که «شیطان شلوار لی می‌پوشد» نام دارد، در ژانر طنز ساخته خواهد شد.

مطبوعات

مطبوعات همیشه یکی از رسانه‌هایی است که موظف به تبلیغ و کمک رسانی در عرصه‌های مختلف فرهنگی، ورزشی و سیاسی است. شاید در ایران، واژه کمک‌رسانی بیشتر به حاشیه‌سازی و مبدل شده است، اما به هر حال نشریات فاخر و خوب هم کم نداریم. متاسفانه به تازگی شاهد چاپ مصاحبه‌هایی دروغین از خودم در چند نشریه که بعضا زرد و برخی معتبر هم بودند، بودم و به همین دلیل تنها مصاحبه‌هایی که در سایت شخصی‌ام به آدرس www.leilaotadi.com قرار دارد مورد تاییدم است. امیدوارم روزی مطبوعات ما آنقدر حرفه‌ای شوند که به کمک صنعت سینما، فوتبال و…بیایند، نه به…

سینمای ایران از هرچیزی برایم مهم‌تر است

از اوتادی در مورد موضوع پیشنهاد فیلم ‌خارجی می‌پرسم که در جواب می‌گوید: ترجیح دادم با موافقت وزارت ارشاد این کار را انجام دهم و در جلسه‌ای که با مسولین فرهنگی کشور داشتم و بررسی شرایط فیلم، به این نتیجه رسیدم که بازی در یک فیلم ‌خارجی را به زمان دیگری موکول نمایم چرا که کشورم و سینمای آن برایم از هر چیز دیگری مهم تر و عزیز تر است.

مربی بدنسازی بودم

به نظرم بازیگر باید برای بازی در هر نقشی از نظر فیزیکی آمادگی داشته باشد واین آمادگی جز با ورزش مداوم میسر نیست.ورزش همیشه جزء لاینفک زندگی‌ام بوده، من حتی تا چند سال پیش، به مدت دو سال مربی بدنسازی هم بوده‌ام، اما به دلیل مشغله کاری نتوانستم آن را ادامه دهم، اما به طور مدام خودم این ورزش را پیگیری می‌کنم.در کنار این ورزش، تنیس و اسب دوانی را هم به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کنم.

و سفر باید کرد

سفر تقریبا بهترین تفریح من است و آشنایی با فرهنگ و جوامع مختلف برایم همیشه جذاب است به همین دلیل زیاد سفر می‌کنم. در میان تمام کشورهایی که سفر کرده‌ام می‌توانم بگویم هرکدام یک ویژگی و شاخصه مختص به خود را داشتند و شاید نتوان گفت کدام یک از بقیه بهتر بوده است اما سفر به کشورها و جزایری که کمتر در موردش می‌دانیم و کمتر از آنها خوانده‌ایم و شنیده‌ایم را بیشتر از همه دوست دارم.

نمایشگاه عکاسی من

عکاسی را از زمان دانشکده به دلیل این‌که رشته‌ام معماری بود انجام می‌دادم و به هر سفری که می‌رفتم دوربین را هم همراه خودم می‌بردم. در چند سفر آخرم، به این فکر افتادم که برای کودکان بی‌سرپرست کاری انجام بدهم. این موضوع دلیل اصلی برگزاری نمایشگاه عکسم در سال آینده است که به نفع یونیسف برگزار خواهد شد. برای برگزاری این نمایشگاه با موضوع شهرها چند تور دور اروپا و… انجام داده‌ام و این نمایشگاه در ایران و چند کشور دیگر به نفع یونیسف برپا خواهد شد.

از لابه‌لای حرف‌ها

سه خواهر و یک برادر دارم.

دوست دارم همه ژانرها را تجربه کنم به خصوص کارهای هنری، کمدی و اکشن را بیشتر دوست دارم. البته اگر در ژانر وحشت هم فیلمنامه خوبی به دستم برسد حتما آن را کار خواهم کرد.

فکر می‌کنم آرمان همه انسان‌ها در زندگی، آرامش و امنیت خاطر است.من هم از این قاعده مستثنا نیستم و دوست دارم در زندگی به آرامش و امنیت خاطر برسم.

در درجه اول نقشی که به من پیشنهاد شده است حائز اهمیت است. بعد فیلمنامه، کارگردان و بقیه عوامل مثل نقش‌های دیگرو… البته از همه مهم‌تر هر نقشی که بازی می‌کنم با تمام علاقه‌ام بازی می‌کنم و تمام سعی‌ام را می‌کنم که خروجی کار مطلوب باشد.

فکر می‌‌کنم دغدغه اصلی‌ام مفید واقع شدن است. موفقیت در زندگی هنری و زندگی شخصی را هم به این دغدغه‌ها اضافه کنید.

سینمای تجاری و هنری

سینمای هنری یک سری اشل‌های مخصوص به خودش را دارد که کاملا معیارها و آرمان‌هایش با سینمای تجاری متفاوت است.اعتقاد دارم که هر دو، برای بقای سینما و صنعت سینما لازم است. من هردو سینما را در جایگاه خود می‌پسندم و در هردوی آنها بازی کرده‌ام و پاسخ‌های رضایت‌بخشی هم گرفته‌ام.

تعریف اوتادی از بازیگری

بازیگری فرصتی است برای تجربه شرایط و زندگی‌هایی که ممکن است در حالت‌های عادی زندگی قادر به تجربه آنها نباشیم. مطمئنا بازیگری حرفه حساس و خاصی است که مورد توجه و قضاوت عموم مردم قرار می‌گیرد. ولی برای من بخش مهم شغلم این است که زندگی‌های مختلفی را می‌توانم تجربه و احساس کنم.

رویای کودکی لیلا

انسان وقتی کودک است به خیلی چیزها فکر می‌‌کند، شاید یک دورانی پزشکی، یک دورانی مهندسی و… فکر می‌‌کنم بازیگر شدن رویای کودکی خیلی از انسان‌هاست و بعضی‌ها این رویا را دنبال می‌کنند و به آن می‌رسندو بعضی دیگر وقتی به سن بالاتری می‌رسند به چیزهای دیگری می‌پردازند و دنبال این کار نمی‌روند. بازیگری هم یکی از رویاهای قوی کودکی‌ام بود که آن را دنبال کردم.

جدیدترین عکسها و بیوگرافی اشکان خطیبی

برای دیدن عکسها و بیوگرافی به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

عکس و بیوگرافی حدیث فولادوند

 بیوگرافی حدیث فولادوند:

نام: حدیث فولادوند
تاریخ تولد: 1356 - تهران
مدرک تحصیلی: فوق دیپلم معماری.
...............................................
حدیث فولادوند (متولد ۲۰ دیماه ۱۳۵۶ تهران) دانشجوی انصرافی رشتهٔ معماری فعالیت هنری را از کودکی آغاز کرد ؛در دوازده سالگی زیر نظر گلاب آدینه آموزش دید و در نمایش «گل‌های دوستی» روی صحنه رفت. وی برای اولین بار نقش کوتاهی را در فیلم سینمایی دستهای آلوده به کارگردانی سیروس الوند بازی کرد وبدین ترتیب اولین حضورش را در سینما در سال ۱۳۷۸ اعلام نمود.
او که پس از گرایش به هنر های مختلف از جمله موسیقی و نقاشی اکنون خود را در بازیگری موفق می دید یک سال بعد از اولین تجربه خود, در فیلم سینمایی مارال به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده هنرنمایی کرد. همچنین درخشش او در تلویزیون با بازی در سریال گم‌گشته اغاز شد. او هم‌چنین در مجموعه‌های تلویزیونی سال‌های خاکستری، دیوار شیشه‌ای، معصومیت از دست رفته بازی کرده‌است. وی علاوه بر آن در نمایش مده آ نیز نقش آفرینی نموده‌است. او مدرک فوق دیپلم معماری دارد
........................................
با بازی در نقش عروس جوان در فیلم دستهای آلوده (1378) به سینما آمد و یک سال بعد در فیلم مارال (1379) بود که فرصت خودنمایی پیدا کرد اما در تلویزیون با مجموعه تلویزیونی گمگشته (1380) معروف شد.
دستهای آلوده (سیروس الوند، 1378)
سالهای خاکستری (مجموعه تلویزیونی، 1378)
مارال (مهدی صباغزاده، 1379)
غزل (محمدرضا زهتابی، 1379)
مسافر ری (داود میرباقری، 1379)
همکلاس (سعید خورشیدیان، 1380)
دیوار شیشه ای (مجموعه تلویزیونی، 1380)
گمگشته (مجموعه تلویزیونی، 1380)
رز زرد (داریوش فرهنگ، 1381)
سر نیستی (1381)
کما (آرش معیریان، 1382)

بیشترین همکاری های حدیث فولادوند با:
>> امین حیایی (بازیگران،موسیقی،) (در 4 فیلم ) ==>
>> عبدالله اسکندری (تهیه و تولید،فیلمنامه،چهره پردازی،) (در 4 فیلم ) ==>
>> زهره حمیدی (بازیگران،) (در 4 فیلم ) ==>
>> بابک اخوان (صدا،) (در 3 فیلم ) ==>
>> احمد احمدی (بازیگران،صدا،عکس،موسیقی،) (در 3 فیلم ) ==>
>> جهانگیر میرشکاری (بازیگران،صدا،) (در 3 فیلم ) ==>
>> عبدالله علیخانی (تهیه و تولید،) (در 2 فیلم ) ==>
>> فرهاد ارجمندی (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
>> داریوش ارجمند (بازیگران،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> علی قربان زاده (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
>> ساسان باقرپور (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
>> رضا بانکی (تهیه و تولید،عکس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>
>> حسن توکل نیا (بازیگران،تهیه و تولید،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> مهرداد جنابی (موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> مهتاج نجومی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
>> نیلوفر دوستی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
>> عظیم محمدی (جلوه های ویژه،صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> نیما فلاح (بازیگران،کارگردانی،) (در 2 فیلم ) ==>
>> حسین مجد (صحنه و لباس،) (در 2 فیلم ) ==>
>> فرهاد خان محمدی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
>> فریدون خوشابافرد (صدا،) (در 2 فیلم ) ==>
>> مجتبی رحیمی (صحنه و لباس،فیلمبرداری،) (در 2 فیلم ) ==>
>> غلامرضا طباطبایی (بازیگران،) (در 2 فیلم ) ==>
>> حسین فرح بخش (تهیه و تولید،صحنه و لباس،عکس،فیلمنامه،کارگردانی،) (در 2 فیلم )
>> آرش معیریان (تدوین،کارگردانی،موسیقی،) (در 2 فیلم ) ==


حدیث فولادوند
عکس و بیوگرافی حدیث فولادوند

بیو گرافی افشین قطبی

افشین قطبی پنجم بهمن 1343 در شیراز به دنیا آمد
او  از  UCLA (دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس) درجه مهندسی برق گرفته و دارای گواهینامه A مربی‌گری حرفه‌ای فوتبال است.
سابقه ورزشی او با عضویت در  تیم فوتبال مردان دانشگاه UCLA در سال 1981 آغاز می‌شود که چهار سال ادامه یافت. او از سال 1984 تا 1988  به عنوان سرمربی تیم فوتبال زنان همین دانشگاه کار کرد.
قطبی از سال 1998 به مدت سه سال مدیر فنی و  سر مربی مدرسه جهانی فوتبال آمریکا بود و پس از آن عضو هیات فنی و گزینشگر ارشد بازیکنان تیم ملی آمریکا و تیم جام جهانی آمریکا در سال 1998 شد.
او به عنوان تحلیل‌گر فنی دستیار گوس هیدینک مربی هلندی تیم ملی کره جنوبی در جام جهانی 2002 بود که کره در آن به مقام چهارم رسید.
پس از این مسابقات او در سال‌های 2002 تا 2004  به عنوان دستیار مربی تیم "سامسونگ بلووینگز" قهرمان لیگ کره کار کرد. قطبی سال بعد به عنوان دستیار مربی به  تیم لوس‌‌آنجلس گالاکسی در آمریکا پیوست.
در سال 2005  به کره جنوبی بازگشت و دوباره به عنوان تحلیل‌گر فنی دستیار  ریچارد ادووکات مربی هلندی جدید تیم کره جنوبی شد.
او  از سال 2007 سرمربیگری تیم فوتبال پرسپولیس ایران را آغاز کرده است.
او همچنین به عنوان مشاور فنی تیم‌هایی مانند آژاکس آمستردام، گالاکسی لس‌آنجلس، اومیا آریجای ژاپن، KFA کره و انجمن فوتبال چین کار کرده است.
قطبی به عنوان مربی با تفکر هجومی شهرت دارد.

بیوگرافی جمشید هاشم پور

نام: جمشید هاشم پور

تاریخ تولد: 1323

...............................................

جمشید هاشم پور که تا اواسط دهه شصت با نام « جمشید آریا » فعالیت می کرد در قبل از انقلاب در چهار فیلم ظاهر شد اما خیلی زود از سینمای آن روزها کناره گیری کرد.

او در بعد از انقلاب در اولین حضور سینمایی خود در فیلمی از مسعود کیمیایی با عنوان خط قرمز بازی کرد. این فیلم همچنان توقیف است.

شاید با بازی در نقش زینال بندری در فیلم تاراج ساخته ایرج قادری بود که جمشید هاشم پور با سر تراشیده میان مردم مطرح شد. تا جایی که تیپ قهرمان سر تراشیده تا سالها مخاطبان بسیاری را بخصوص در شهرستانها روانه سینماها می کرد.

جمشید هاشم پور با بازی در نقشهای متقاوت توانایی های خود را به اثبات رسانده است. او در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد در کنار بازی در فیلمهای اکشن و حادثه ای گه گداری بازی در نقشهای دیگر را نیز امتحان کرده است: روز باشکوه (کیانوش عیاری، 1367) - مادر (علی حاتمی، 1368) - پرده آخر (واروژ کریم مسیحی، 1369) - عشق و مرگ (محمدرضا اعلامی، 1369) و دلشدگان (علی حاتمی، 1370).

هاشم پور پس از دریافت دیپلم افتخار از هفدهمین جشنواره فیلم فجر (1377) برای بازی در فیلم هیوا (رسول ملاقلی پور) گزیده کار شد و سعی کرد در فیلمهای خوب و متفاوت بازی کند.

بازی بسیار خوب او در فیلمهای آواز قو (سعید اسدی، 1379)، سفر به فردا (محمدحسین حقیقی، 1380)، قارچ سمی (رسول ملاقلی پور، 1380)، واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381) نشان از رویکرد سخت گیرانه هاشم پور دارد. او در این سالها یک بازی تحسین برانگیز و معرکه از خود به نمایش گذاشت:

مسافر ری

(داود میرباقری، 1379).

جمشید هاشم پور در سال 1382 دو فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت: واکنش پنجم و سفر به فردا. بازی خوب او در فیلم « سفر به فردا » که نامزدی جشنواره بیستم فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد به دلیل اکران نامناسب و نوع فیلم آنچنان که باید دیده نشد.

فراری (1346)

جهنم سقید (1347)

ایوالله (1350)

خوشگلترین زن عالم (1351)

خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)

بازداشتگاه (کوپال مشکوة - 1363)

نقطه ضعف (محمدرضا اعلامی - 1362)

بالاش (اکبر صادقی - 1363)

تاراج (ایرج قادری - 1364)

عقابها (ساموئل خاچیکیان - 1364)

یوزپلنگ (ساموئل خاچیکیان - 1364)

تیغ و ابریشم (مسعود کیمیایی - 1365)

روز باشکوه (کیانوش عیاری - 1367)

مادر (علی حاتمی - 1368)

پرده آخر (واروژ کریم مسیحی - 1369)

عشق و مرگ (محمدرضا اعلامی - 1369)

دادستان (بزرگمهر رفیعا - 1370)

قرق (احمد هاشمی - 1370)

دلشدگان (علی حاتمی - 1370)

افعی (محمدرضا اعلامی - 1371)

طعمه (فرامرز صدیقی - 1371)

تماس شیطانی (حسن قلی زاده - 1371)

قافله (مجید جوانمرد - 1371)

نیش (همایون اسعدیان - 1372)

پادزهر (بهرام کاظمی - 1372)

پرواز از اردوگاه (حسن کاربخش - 1373)

دیوانه وار (کامران قدکچیان - 1373)

روز دیدنی (فرزین مهدی پور - 1373)

آخرین بندر (حسن هدایت - 1373)

لاک پشت (علی شاه حاتمی - 1375)

عقرب (کار گروهی - 1375)

یاغی (جهانگیر جهانگیری - 1376)

چشم عقاب (شفیع آقامحمدیان - 1376)

هیوا (رسول ملاقلی پور - 1377)

رنجر (احمد مرادپور - 1378)

سهراب (سعید سهیلی - 1378)

مسافر ری (داود میرباقری - 1379)

آواز قو (سعید اسدی - 80/1379)

سفر به فردا (محمدحسین حقیقی - 1380)

قارچ سمی (رسول ملاقلی پور - 1380)

واکنش پنجم (تهمینه میلانی - 1381)

جنایت (محمدعلی سجادی، 1381)

مزرعه پدری (رسول ملاقلی پور، 1381)

از دور دست (رامین محسنی، 1383)

قتل آن لاین (مسعود آب پرور، 1384)

میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، 1385)

بيوگرافی امين حيايی

نام: امین حیایی

تاریخ تولد: 1349

همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر سینما)

...............................................

- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.

- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.

- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای هتل کارتن، دست های آلوده و بخصوص در فیلم  مزاحم که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.

- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت:  مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت

- بازیهای متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و

دختر ایرونی

و در سال 1383 با فیلمهای « کما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یک بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی که او به عنوان یکی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم «

دختر ایرونی

» از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت کرد.

بازی کم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.

فیلمهای سینمایی:

- دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)

- دو روی سکه (محمد متوسلانی - 1371)

- پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)

- حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)

- براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)

- هتل کارتن (سیروس الوند - 1375)

- بادام های تلخ ‌(کاظم معصومی - 1376)

- دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)

- سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)

- علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)

- مونس (حمید رخشانی - 1378)

- تکیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)

- مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)

- مزاحم (سیروس الوند - 1380)

- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)

- رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)

- عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)

- تب (رضا کریمی - 1381)

- دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)

- مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)

- کما (آرش معیریان - 1382)

- زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)

- شارلاتان (آرش معیریان - 1383)

- سرود تولد (علی قوی تن - 1383)

- پوکر (کاظم راست گفتار - 1383)

- آکواریوم (ایرج قادری - 1383)

- عروس فراری (بهرام کاظمی، 1383)

- ستاره ها (هر سه جلد - فریدون جیرانی، 1384)

- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)

- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)

- تله (سعید اسدی، 1385)

- میهمان (سعید اسدی، 1385)

- اخراجی ها (مسعود ده نمکی، 1385)

 

مجموعه های تلویزیونی:

- آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)

- روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب -  1377)

- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی - 1379

بیوگرافی حمید لولایی


متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
    • اصالتا شمالي است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌هاي مريم و سارا دارد.
    • از كودكي عاشق بازيگري بود و با استفاده از جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس و گويندگي بچه‌هاي محل را دور خود جمع مي‌كرد.
    • با پول‌هاي عيدي خود به سينما مي‌رفت. بهترين تفريح زمان كودكي‌اش سينما رفتن بود.

 

    • عشق به بازيگري در 15 سالگي او را به كلاس‌هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كشاند.
    • دوره كلاس‌هاي هنرهاي زيبا را به صورت شبانه گذراند.
    • كار تئاتر را به طور جدي در سال 1358 با بازي در نمايشي به كارگرداني مرحوم رضا ژيان و سياوش طهمورث شروع كرد.
    • «پيكرتراش» فيلم سينمايي بود كه از آن به عنوان كار دوم خود ياد مي‌كند اما اين فيلم به اكران عمومي در نيامد و هيچ وقت ديده نشد.
    • در آغاز جنگ در فيلم سربداران هم نقش كوتاهي را ايفا كرد كه اين آخرين فيلم او قبل از شروع جنگ تحميلي بود.
    • با شروع جنگ تحميلي به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
    • در زمان خدمت سربازي همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتري بود كه او در اين دوران به همراه مرحوم رضا ژيان براي بچه‌ها اجرا مي‌كرد.
    • در سال 69 در كلاس مديريت سينما شركت كرد و پذيرفته شد و مديريت سينما عصر جديد را به عهده گرفت.
    • مديريت سينما آزادي او را دوباره به دوستان قديمي‌اش رساند كه اين ديدار مجدد موجب روي آوردن دوباره لولايي به بازيگري شد.
    • «فراموشخانه» مجموعه‌اي بود كه با آن كار و بارش رونق يافت به همين خاطر از مديريت سينما استعفا داد و به بازيگري روي آورد.
    • بهترين فيلمي كه در هنگام مديريتش در سينما اكران شد «مادر» بود كه هميشه از آن به خوبي ياد مي‌كند.
    • سال 1372 از مديريت سينما آزادي استعفا داد و دقيقا يك سال و نيم بعد، سينما آزادي دچار آتش‌سوزي شد.
    • عشق و علاقه او به بازيگري حتي در زمان مديريت سينما لحظه‌اي او را رها نمي‌كرد به طوري كه هرگاه فرصتي به دست مي‌آورد زود جيم مي‌زد و خود را به سر صحنه مي‌رساند.
    • با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داريوش كاردان اولين كسي بود كه قابليت‌هاي او را در اين وادي كشف كرد.
    • در ساعت خوش بيشتر از همه عوامل با مهران مديري و رضا عطاران رابطه بهتري داشت.


    • مديريت سينما مانع ازحضور مدام او در سريال ساعت خوش مي‌شد. به همين دليل بازيگري را به مديريت سينما ترجيح داد.
    • با خشايار مستوفي حسابي گل و خود را به جامعه طنز معرفي كرد.
    • در بازيگري تنها مشوق خود را مادرش معرفي مي‌كند و هميشه به خاطر صداقت و روراستي‌اش زبانزد خاص و عام است.
    • نقاشي تنها هنري است كه به بازيگري نزديك مي‌داند او عاشق كارهاي آنتوان چخوف است.
    • صبر و تحمل زيادي دارد و بسيار كم‌حرف است اما خودش را هيچ وقت دست كم نمي‌گيرد.
    • خودش معتقد است حميد لولايي آدم بي‌آزاري است. اخلاق او در منزل بسيار عالي است.
    • بسيار دل رحم و مهربان است و بسيار علاقه دارد به ديگران ابراز محبت كند.
    • عاشق سواركاري است و فوتبال را خيلي دوست دارد.
    • عاشق بازي چارلي چاپلين است. در بچگي براي ديگران اداي چارلي چاپلين را در مي‌آورد.
    • به بازي پرويز پرستويي علاقه فراواني دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسيار فروتن ياد مي‌كند.
    • از تلخ‌ترين خاطره‌هاي زندگي‌اش فوت مادر خانمش بود كه روي او تاثير زيادي داشت.
    • تعصب خاصي روي دو تيم پرسپوليس و استقلال ندارد اما به بازي مهدي مهدوي‌كيا در تيم ملي علاقه‌مند است

-

بيوگرافی اکبر عبدی


اکبر عبدی بازیگر ایرانی است. او که ابتدا با بازی در سریال‌های تلویزیونی محبوب شد, به علت ایفای نقش‌های کمدی از معروف‌ترین چهره‌های سینما و تلویزیون ایران است.

زندگی
اکبر عبدی بازیگری را از تلویزیون آغاز کرد و به علت درخشش در مجموعه‌های طنز, محبوب شد.

با بازی در فیلم اجاره نشینها به جهان سینما هم راه یافت و در سال ۱۳۶۸ برای بازی زیبا در فیلم مادر ساخته علی حاتمی برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد.

از بازی‌های به یادماندنی او می توان به فیلم‌های هنرپیشه (محسن مخملباف) و آدم برفی(داود میرباقری) اشاره کرد.

اکبر عبدی نیمه دوم دهه هفتاد را در سکوت سینمایی سپری کرد و تا حدودی از محبوبیت و شهرت او کاسته شد.

بازی او در چند فیلم کمدی در اواخر دهه هفتاد هم خیلی مورد توجه واقع نشد و با وجوذ اینکه در سال 1380 و در جشنواره بیستم فیلم فجر برای بازی در فیلم نان و عشق و موتور هزار کاندید جایزه شد، اما بسیاری معتقدند که او دیگر به دوران اوج خود , یعنی زمانی که از مشهورترین و پولسازترین بازیگران ایران بود, برنخواهد گشت.

فیلمشناسی
این فهرست ناقص است

مردی که موش شد (1364)

اجاره نشینها(داریوش مهرجویی، 1365)

ماموریت (حسن زندباف، 1365)

گراند سینما (حسن هدایت، 1367)

ای ایران (ناصر تقوایی، 1368)

دزد عروسکها (محمدرضا هنرمند، 1368)

ریحانه (علیرضا رئیسیان، 1368)

مادر (علی حاتمی، 1368)

در آروزی ازدواج (اصغر هاشمی، 1369)

مدرسه پیرمردها (علی سجادی حسینی، 1370)

دلشدگان (علی حاتمی، 1370)

ناصرالدین شاه اکتور سینما (محسن مخملباف، 1370)

امام علی (ع) (مجموعه، داود میرباقری، 1370)

هنرپیشه (محسن مخملباف، 1371)

آرزوی بزرگ (خسرو شجاعی، 1373)

آدم برفی (داود میرباقری 1373)

پاکباخته (غلامحسین لطفی، 1374)

مرد آفتابی (همایون اسعدیان، 1374)

شب روباه (همایون اسعدیان، 1375)

عشق گمشده (سعید اسدی، 76/1375)

افسانه پوپک طلایی (خسرو شجاعی، 1376)

جنگجوی پیروز (مجتبی راعی، 1377)

راه سوم (مجموعه، قاسم جعفری، 1377)

تارزن و تارزان (علی عبدالعلی زاده، 1379)

دارا و ندار (فریدون حسن پور، 1379)

نان و عشق و موتور 1000 (ابوالحسن داودی، 1379)

زیر آسمان شهر (سری سوم، مهران غفوریان، 1381)

کفشهای جیرجیرک دار (شاپور قریب، 1381)

و...
-

بیوگرافی پرویز پرستویی به بهانه 55سالگی

پرویز پرستویی متولد 1334 همدان دارای مدرک درجه یک هنری که معادل با کارشناسی است. وی فعالیت هنری را در مراکز رفاه خانواده، خانه های جوان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زیر نظر بهزاد فراهانی با نمایش "ماجرای یک محل" آغاز کرد.

در کارنامه پرستویی، سیمرغ بلورین فجر شانزدهم بخاطر بازی در فیلم "آژانس شیشه ای" و سیمرغ بلورین فجر بیست و سوم بخاطر بازی در فیلم "بید مجنون" مشهود است. بازیگری که با حضورهای متفاوت در فیلم های دفاع مقدسی، کمدی های فاخر و آثار اجتماعی توانست بسیاری از ظرفیت های بالقوه خود را بالفعل کند.

وی که بازیگری را با تئاتر آغاز کرد، پس از بازی در چند فیلم و مجموعه توانست جایگاه خاصی بین بازیگران ایرانی پیدا کند. بازیگری که ریسک تجربه در کارهای متفاوت را پذیرفت و کارنامه پربار سینمایی او 30 فیلم مختلف را شامل می شود که در میان آنها از فیلم های ماندگار سینمای دفاع مقدس تا آثار کمدی عام، کمدی های روشنفکرانه و ... می توان نمونه هایی پیدا کرد.

نمایی از فیلم "بیست"

"دیار عاشقان" به کارگردانی حسن کاربخش اولین تجربه بازیگری سینمایی او در سال 1362 است. از نوع فیلمهایی که با رنگ و بو و نگاهی مستقیم به جنگ برای ارزشگذاری به آن در دهه شصت ساخته می شدند و به نوعی حضور پرستویی و کاراکتر بازیگری او را با جنگ و دفاع آمیخته کرد. هر چند این بازیگر هنوز فرصت لازم داشت تا مخاطبان خود را با تسلط و تکیه بر جلوه های بازیگری خود تحت تأثیر قرار دهد و تصویر ماندگار خود را در اذهان ثبت کند.

"پیشتازان فتح" به کارگردانی ناصر مهدی پور در سال 1363 ساخته شد. فیلمی با تکیه بر وجوه اکشن و حادثه ای جنگ که به گروه دوازده نفری شناسایی و پاکسازی مین ها می پردازد که در واقع زمینه ساز عملیات مستند "فتح المبین" شدند. فیلم با تکیه بر چهار معبر پاکسازی شده توسط این گروه که تعداد آشنای 12 نفر برایشان تعریف شده، کمتر به پرداخت پررنگ شخصیت ها می پردازد و بیش از هر چیز هم خود را بر بخش سخت افزاری جنگ قرار می دهد. حضور پرستویی هم در این فیلم برگرفته از شکل گیری شمایل تاریخی او به عنوان رزمنده و هم در راستای نهادینه کردن دغدغه های خاص او در فیلم های مرتبط با جنگ و جبهه قرار می گیرد.

فیلم های "مار" و "شکار" ساخته مجید جوانمرد، "سازمان 4" ساخته حسن جوان بخش محصول سال 1366 و "حکایت آن مرد خوشبخت" ساخته رضا حیدرنژاد محصول سال 1369 هستند. فیلم هایی که فقط به مثابه تجربه های متفاوت پرستویی ورای آثار دفاع مقدسی می تواند در پرونده او جایگاهی پیدا کند.

"لیلی با من است" ساخته کمال تبریزی در سال 1374 بی شک فیلمی بود که فرصت دیده شدن بی واسطه به این بازیگر داد. فیلمی خاص در سینمای دفاع مقدس که تجربه موفقی در تلفیق کمدی و جنگ به شمار می رفت. پرستویی در این فیلم وجوهی از کنش و واکنش های لحظه ای را به نمایش گذاشت که تسلط همه جانبه او را بر بازیگری و کنترل بر توانایی هایش را نشان می داد و او را به عنوان یک بازیگر با ظرفیت های ناشناخته ای در حیطه کمدی مطرح کرد و ... شروعی بر حضور این بازیگر در فیلم های این گونه سینمایی.

"مرد عوضی" ساخته محمدرضا هنرمند محصول سال 1376 است. فیلمی که نشان داد پرستویی کشف جدید و به حق سینمای کمدی است بدون آنکه ظرفیت و قابلیت های دیگر او هنوز به طور کامل آشکار شده باشد. مردی که با پیوند عضو به نوعی ظاهر و هویتش هم دستخوش تغییراتی می شود.

"روانی" را داریوش فرهنگ در سال 1376 ساخت با فیلمنامه ای از جابر قاسمعلی. فیلمی با حضور ستارگانی چون نیکی کریمی، خسرو شکیبایی و پرویز پرستویی که قصه درگیری های ذهنی یک زن جوان را روایت می کند. فیلم از معدود حضورهای پرستویی است که چندان متناسب با قامت بازیگری او نمی نماید. پرستویی در این فیلم با ژانر دلهره و ترس نقش شوهری را بازی می کند که فقط با تشویش و بحرانهای روحی همسرش مواجه می شود و ... کلیت فیلم حول محور زن و رابطه غیرمستقیم او با خسرو شکیبایی می گذرد که با حضور مولفه هایی چون پیشگویی، زن فالگیر و ... پررنگ می شود.

"آژانس شیشه ای" ابراهیم حاتمی کیا که در سال 1376 ساخته شد، بی اغراق فیلم نمونه وار دفاع مقدس و اثری ماندگار در حیطه سینمای جنگ و حتی در کارنامه بازیگران، کارگردان و عواملش باقی ماند. فیلمی که با انطباق بر قامت بازیگری پرستویی او را و حاج کاظم را در هم ادغام کرد و دیگر پس از آن نمی شد او را بدون آن اسلحه در دست، بدون آن غرور سرکوب شده و بدون همه کشمکش هایی که هر لحظه دچارش بود، تصور کرد.

"روبان قرمز" را حاتمی کیا یک سال بعد ساخت. فیلمی که بار نمادین آن بر وجه رئالیسم سنگینی می کرد ولی همچنان او را در قامت رزمنده ای مین یاب و منزوی با کشمکش هایی خاص و مشکل در برقراری ارتباط با دیگران مطرح کرد. پرستویی در این فیلم با تکیه بر کنش و واکنش های لحظه ای و نوع بدویتی که از خود به نمایش می گذارد توانست تفاوتی اساسی بین کاراکتر رزمندگانی که تا به حال بازی کرده قائل شود و نشان دهد که بازیگری است با قابلیت های مهار نشدنی و البته غیرقابل پیش بینی که هنوز تا افتادن به ورطه تکرار فاصله دارد.

"مومیایی 3" محمدرضا هنرمند در سال 1378 ساخته شد که فیلم موفقی در ادامه "مرد عوضی" بود و با شناخت از قابلیت های کمدی پرستویی استفاده خوبی از حضور او در کنار بازیگرانی چون مهتاب کرامتی و ... داشت. "عشق شیشه ای" رضا حیدرنژاد در سال 1378 با وام گرفتن بخشی از نام "آژانس شیشه ای" قصد رویکرد سهل الوصول به گیشه داشت. کمدی سطحی که حضور پرستویی در نقش یک بازیگر نقش های فرعی و اکشن و رابطه عاطفی او در کنار حضور روابطی چون استخدام آدمکش حرفه ای برای سر به نیست کردن خود و ... حضوری در حد و اندازه کارهای کمدی او به همراه نداشت.

"شوخی" را همایون اسعدیان در سال 1378 ساخت. باز هم کمدی که با دریافتی سهل الوصول این بار از رابطه زوج پرستویی و حبیب رضایی در "آژانس ..." به نوعی یک کمدی متوسط از آب درآمد. "موج مرده" حاتمی کیا در سال 1379 ساخته شد ولی مدتی در محاق توقیف باقی ماند. پرستویی این بار در قالب کاراکتر یک سردار سپاه که با همسر و فرزندش که از نسل جدید است دچار کشمکش است خوش درخشید اما دیده نشد. کشمکشی که به جامعه و قشر نظامی هم تسری پیدا می کند و به نوعی تنهایی او را در پایبندی به آرمانهایی که کمرنگ شده، برجسته می کند.

نمایی از فیلم "سیزده 59"

"آب و آتش" فریدون جیرانی که در سال 1379 ساخته شد، از معدود انتخاب های نادرست او است. پرستویی را در کاراکتر علی مشرقی، نویسنده ای که درگیر رابطه ای ناخواسته با یک زن خیابانی می شود، نمی توان باور کرد. هر چند قصه، موقعیت و رابطه جسورانه ای که در فیلم طراحی شده، می توانست فرصت خوبی برای حضور متفاوت او باشد ولی پرستویی نتوانست این شخصیت را به مهارت سایر بازی هایش جان ببخشد و ماندگار کند.

"عزیزم من کوک نیستم" محمدرضا هنرمند که تجربه خاصی در حیطه کمدی فانتزی بود در سال 1378 نتوانست انتظارات از همکاری مجدد هنرمند و پرستویی را برآورده کند و یادآور "مرد عوضی" شود. هر چند پرستویی تلاش کرد از کاراکتر پدری کم درآمد که به خاطر نیازهای به حق پسرش اتفاقی در مسیر آدم ربایی قرار می گیرد، چهره ای تازه ارائه دهد.

"دیوانه ای از قفس پرید" محصول سال 1381 با کارگردانی احمدرضا معتمدی ساخته شد. این بار پرستویی در قالب یک کاراکتر بازمانده از جنگ که دچار نقصان جسمی است در کنار علی نصیریان و نیکی کریمی ظاهر شد. او تلاش کرد چهره ای متفاوت از یک بازمانده جنگ که بدل به قربانی بازی و طمع کاری می شود ارائه دهد ولی بازی او در این کاراکتر به لیست طلایی نقش آفرینی هایش اضافه نمی شود.

"بانوی من" یدالله صمدی در سال 1381 کمدی بسیار متوسطی بود که نه برای پرستویی در عرصه کمدی وجه جدیدی به همراه داشت و نه ترکیب او با بازیگرانی چون کتایون ریاحی و پانته آ بهرام و نه مثلث عشقی که چیزی ورای آثار کلیشه ای این حیطه به همراه نداشت. کاری که در حد تکراری محض باقی ماند.

بازی کوتاه او در "دوئل" ساخته احمدرضا درویش در سال 1382 در قالب یک فرمانده درگیر در جنگ و پس از آن "کافه ترانزیت" کامبوزیا پرتوی در سال 1383 تجربه های دیگر پرستویی بودند. او در این فیلم در نقش یک برادر شوهر سنتی آذری قرار گرفت که کنش و واکنشی مطابق سنت و قومیت خاص خود داشت و به نوعی کلیشه ای راه می رفت، حرف می زد، اعتقاد داشت و حتی دستور می داد. در مجموع با لهجه آذری او سعی کرد هر چه بیشتر این کاراکتر را جان ببخشد ولی نتوانست تصویری ملموس از خود ارائه دهد.

بازی در "بید مجنون" مجید مجیدی در سال 1383 در نقش یک مرد کور که با عمل جراحی بینایی خود را به دست می آورد و دوباره کور می شود، کاراکتری بود که انرژی زیادی از این بازیگر گرفت و او هم تلاش حرفه ای خود را برای نزدیک شدن به این نقش به کمک گرفت. کاراکتری که در عین چالش های درونی و بیرونی نوعی بازی حسی و زیرپوستی از این بازیگر طلب می کرد و پرستویی هم در این میان کم فروشی نکرد تا لیست طلایی خود را رنگین تر کند.

"به نام پدر" حاتمی کیا که در سال 1384 ساخته شد به گونه ای اجتناب ناپذیر ادامه سیر قهرمان همیشگی این فیلمساز این بار در موقعیت رویارویی با دخترش بود. به همین جهت هم مولفه های آشنای حضور خود در فیلم های حاتمی کیا را وام گرفت تا این بار تقابل این پدر را نه با جامعه و نه با بیگانگان بلکه با دخترش ترسیم کند و تاوان ناخواسته جنگیدن خود را به گونه ای غیرمستقیم دریافت کند.

"پاداش سکوت" ساخته مازیار میری است. فیلمی که با حرکت بر مسیر حضورهای موفق او در آثار دفاع مقدسی همان حس و حال و مولفه های آشنا را به مدد می گیرد که این نکته نمی تواند نقطه برجسته ای در کارنامه این بازیگر محسوب شود. در این فیلم در کنار پرستویی که به نوعی از بازی خود در نقش حاج کاظم در "آزانس شیشه ای" وام می گرفت ، سیما تیرانداز، جعفر والی، آتیلا پسیانی، متاب کرامتی و... بازی کردند.

"صد سال به این سالها" آخرین ساخته سینمایی سامان مقدم است که هنوز امکان اکران عمومی پیدا نکرده است. فیلمی که به روایت تاریخ ایران در سالهای قبل و بعد از انقلاب می پردازد. پرستوی، رضا کیانیان و فاطمه معتمد آریا از بازیگران اصلی آن هستند. وی در این فیلم نقش مردی را بازی می کند که حوادث انقلاب مسیر زندگیش را تغییر می دهد و در پایان با شخصیت اصلی همراه می شود.

"بیست" فیلمی از عبدالرضا کاهانی که اولین جایزه بین المللی را برای وی به عنوان بهترین بازیگر مرد از جشنواره باتومی به ارمغان آورد. وی در این فیلم نقش آقای سلیمانی صاحب رستورانی را بازی می کند که قرار است 20 روز دیگر به دلیل مشکلات روحی و جسمی که وی دارد به فروش گذاشته شود. پرستویی در بیست بازیگر نقشی است که به بیماری افسردگی و وسواس دچار است که هر چند روز یکبار به دیدن یک روانپزشک می رود. این نقش یکی از مهترین نقش های وی در سالهای اخیر است که با یک بازی درونی و با فاصله از نقش های قبلی این بازیگر به تصویر کشیده شده است.

"سیزده 59" عنوان آخرین کار سامان سالور است که به تازگی فیلمبرداری ان به پایان رسیده است و هم اکنون در مرحله فنی قرار دارد. از عکس های به نمایش در آمده از این فیلم مشخص است وی اینبار نیز بازی متفاوتی ارائه کرده است.
نقل از مهر

 

بیوگرافی کامل حامد کمیلی

 

نام و نام خانوادگی: حامد کمیلی

تاریخ تولد و محل تولد: متولد ۱۴ تیر ۱۳۶۱ – اصفهان

سمت هنری : بازیگر

سوابق تحصیلی : مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی ،کاردانی کامپیوتر و۱۰ سال فعالیت تئاتر

درباره ی حامد کمیلی و زندگی و علایق وی : کارش را با تئاتر در اصفهان شروع کرد و آن را در تهران ادامه داد. در رشته تئاتر از شاگردان فریدون
خسروی و گلاب آدینه بوده‌است. او برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیگران تئاتر از جشنواره فجر می‌باشد. دو کار ملک دل، به کارگردانی سعید سعدی و حرف ربط، به کارگردانی فریدون خسروی را آمادهٔ کار دارد.کمیلی پیانو و تار نیز می‌نوازد .

فیلم های سینمایی: وی اخیرا در فیلم سینمایی دو خواهر با محمدرضا گلزار و نیکی کریمی به کارگردانی محمد بانکی همبازی شده است.او هم اکنون مشغول بازی در فیلم سینمایی تردید به کارگردانی واروج کریم مسیحی است و در این فیلم با بهرام رادان و ترانه علیدوستی همبازی است همچنین برای بازی در فیلم پسر آدم دختر حوا(رامبد جوان)انتخاب شده است.در این فیلم مهناز افشار نیز بازی خواهد کرد.

مجموعه آثار حامد کمیلی :

- به دنیا بگویید بایستد(۱۳۸۵)
- خانه شش در (۱۳۸۶)
- نقش جهان (۱۳۸۶)
- ملک دل (۱۳۸۶)
- حرف ربط (۱۳۸۶)
- اغماء (۱۳۸۶)
- پیامک از دیار باقی(۱۳۸۶)
- پرواز در حباب (۱۳۸۵)

بیوگرافی محمدرضا گلزار

نام: محمدرضا گلزار

تاریخ تولد: 1354

مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.

...............................................

قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، « بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.

محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.

شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...

 

بیوگرافی Linkin Park

 بیوگرافی Linkin ParkKim Shinoda متولد از پدري ژاپني Leslie Shinoda و مادري دورگه روسي و مجارستاني اونطور که گفته می شود از نوادگان Pyotr Ilyich Tchaikovsky (نوازنده و آهنگساز معروف روس) مي باشد، Mike Shinoda يا Michael Kenji Shinoda بزرگ شده در LA حومه شهر Agoura هست. در ذهن مايک اولين شوق و جرقه ي کاري و هنريش در زمينه موسيقي دوران Middle (همون راهنمائي ما) و دبيرستان با ديدن کنسرتي از Anthrax و Public Enemy بوجود آمد. بعد از اين ماجرا وي شروع به آموختن Piano (پيانو) کرد، اول موزيک کلاسيک و بعد به Jazz و Hip-Hop روي آورد، در همين زمان گيتار رو آموخت و سرانجام به خوانندگي به سبک Rap و Hip-Hop روي آورد. در سنين نوجواني مايک به تشويق دوستش Brad Delson شروع به ضبط و تمرين يه سري آهنگ در استديوئي که درون اتاق خوابش ساخته بود کرد! Shinoda وارد دبيرستان Agoura شد بهمراه دو تن ديگر از اعضاي LP بنامهاي Brad Delson و Rob Bourdon بهمراه اعضاي گروه هاي Hoobastank و Incubus. با به پايان رسيدن دوران دبيرستان Mike, Brad و Rob سه نفري گروه Xero رو تشکيل دادند و به صورت جديتر تصميم به ادامه کار گرفتند و خود را براي به دست آوردن تجربيات هنري و کاري آماده کردند.

 

در همين جريانات Mike در دانشگاه هنر و طراحي ثبت نام کرد براي آموختن طراحي گرافيکي و تصوير سازي, جايي که مايک با DJ و Turntablist گروه LP يعني Joe Hahn آشنا شد همزمان با ايندو Brad در دانشگاه خود با Dave "Phoenix" Farrell آشنا شد و Joe و Phoenix به گروه Xero پيوستند. سرانجام Mike دانشگاه خود را به اتمام رساند و مدرک عکاسي و تصوير سازي خود رو گرفت, وي براي درآوردن پول کارهاي طراحي گرافيکي انجام ميداد. Mike و Joe تمام طراحي هاي گرافيکي آلبومهاي LP را انجام دادند همچنين Mike در سال 2000 براي اولين آلبوم گروه Styles Of Beyond طراحي روي جلد کرد -  آلبوم Fold

 زمانيکه Xero به Hybrid Theory تغيير نام داده بود گروه به فکر آوردن يه خواننده اصلي و تمام وقت افتاد يعني Chester Bennington که بتونه جاي Mark Wakefield (خواننده اول Xero) رو بگيره! اونها تنها 6 Track بصورت EP با نام Hybrid Theory داده بودند که گروه بالاجبار تغيير نام دوباره داد و سرانجام با مشورت اسم Linkin Park را براي خود انتخاب کردند.

 سراسر سال 1999 Linkin Park در حال پيشرفت و کسب طرفداران بيشتر بود. اين پيشرفت سريع گروه رو متعهدتر و وابسته تر ميکرد به ادامه کار و جديتر شدن کار! Shinoda مجبور شد تا به چندين شرکت معتبر براي پخش آلبوم نامه بده و اما يکي پس از ديگر جواب منفي ميدادند تا اينکه شرکت Warner Brothers قبول کرد تا اين گروه تازه وارد و جوان رو به ليست بلند از آرتيست هاي خود اضافه کنه و از LP پشتيباني کنه. اولين کار بعد از قرارداد با Warner Brothers آلبوم Hybrid Theory سال 2000 بود با طراحي جالب روي جلد آلبوم بوسيله Mike. همون ابتداي کار LP با اين آلبوم به رديفهاي بالاي Chart راه پيدا کرد, بعد از مدتي کوتاه لينکين پارک بالاترين نظر عموم رو نسبت به خود به عنوان جديدترين گروه هاي Rap-Metal جلب کرد.

 از همون ابتداي کار Mike روي کارهائي که گروه انجام ميداد حساسيت زيادي داشت و هميشه بعد از منتشر شدن آلبوم به فکر آلبوم بعدي بود! Mike بعد از Hybrid Theory به فکر انتشار يه آلبوم به صورت ريمکس (Remix) بنام Reanimation افتاد در سال 2000. و اما در سال 2003 گروه به رهبري مايک آلبوم بعدي خود رو يعني Meteora منتشر کرد و Shinoda در اين آلبوم علاوه بر خواننده بودن در نقش يه گيتاريست نيز ظاهر شد و در ويدئو کليپهاي: Somewhere I Belong, Faint و From The Inside در نقش هم وکال هم گيتاريست عمل کرد. با انتشار آلبوم بعدي يعني Collision Course محصول مشترک Linkin Park و JayZ/mash-up سال 2004 مايک چهره اي شاخص تر پيدا کرد چون حالا بعد از کارهائي که در LP انجام ميداد حال به عنوان يه Remixer عالي شناخته شده بود. Mike Shinoda براي گروه هايي چون: X-Ecutioners, Handsome Boy Modeling School و Depeche Mode کار ريمکس انجام داد.

در سال 2003 Shinoda بهمراه Brad اقدام به تاسيس يه شرکت Record Label کرد که زير شاخه اي از Warner Brothers هست نام اين موسسه Machine Shop Recordings هست و آرتيستهايي مانند: Styles Of Beyond, Holly Brook, Simplistic و No Warning را کاور کرد (البته گروه Simplistic بتازگي از هم پاشيده!).

در سال 2004 شايعه اي مبني بر اينکه Shinoda قصد دادن آلبوم Solo را دارد بين طرفداران LP افتاد! اما اين شايعه نبود مايک تصميم به تشکيل يه گروه با سبک Rap و Hip-Hop بنام Fort Minor گرفته بود و تاريخ انتشار آلبوم سال 2005 اعلام شده بود. و در مصاحبه اي که چندي قبل با Shinoda شده بود وي در مورد اسم گروهش اينطور توضيح داد:  "Fort" بيشتر نمايانگر قسمت هيجاني و پر تحرک موزيکهاست. "Minor" ميتونه معني چند چيز رو بده: اگر بخوايم از جنبه موسيقي نگاه کنيم Minor نشان ضعيف و تاريکتر شدن نت هست! من ميتونستم اسم خودم رو براي نام گروه بگذارم اما من ميخوام مردم ذهنشون متمرکز رو سبک کاريه من بشه نه رو من!

نخستين آلبوم Fort Minor که در 22 نوامبر سال 2005 منتشر شد The Rising Tied نام داشت. با همکاري چهره هاي معروفي همچون: Styles Of Beyond, Lupe Fiasco, Common, Black Thought, The Roots, John Legend, Holly Brook, Jonah Matranga و Jay Z بعنوان دستيار مايک در امر تهيه کنندگي! Mike Shinoda همچنين تهيه کنندگي گروه هايي مانند Styles Of Beyond و Lupe Fiasco رو بعهده داشته و همچنين آلبومهاي: Reanimation, Hybrid Theory EP, Collision Course و Linkin Park Underground CDs رو براي LP مايک شينودا تهيه کنندگي کرده!

Shinoda بهمراه Lil Jon براي ساختن موزيک زمينه و لوگوي MTV Video Music Awards سال 2005 خواسته شد! و اين براي مايک خيلي جالب و باورنکردني بود چون کمتر آرتيستي ميتونه اين شانس رو داشته باشه تا براي بزرگترين جشن موزيک سال آهنگ بسازه و تنظيم کنه! Mike پنج track رو براي VMA تهيه کرد: "100Degrees", "Saturday", "Montreal", "Hype" and "Madison" که تماما بصورت Instrumental (موسيقي بدون کلام) ساخته شد. 100 Degrees توسط مايک بطور کامل ساخته شد و شما ميتونيد بر روي آلبوم FortMinor Mixtape گوش کنيد.

Mike هم اکنون در LA-California بهمراه همسرش Anna Lovejoy زندگي ميکنه, تاريخ ازدواج: 10 مي 2003.


 

نام گروه: لينکـيـن پارک
تشکيل گروه: 1996 در لوس انجلس آمريکا
اعضاي گروه: جوزف هان, مايک شينودا, چستر بنينگتون,براد دلسون,راب بوردون,فونيکس
ژانر: راک
شيوه هاي کاري: پست گرانج , آلتر ناتيومتال
گروه هايي که مشابه لينکـيـن پارک فعاليت مي کنند: Saliva , paparoch , limpbizkit
گروه دنباله روي لينکـيـن پارک: Evanscence
آلبوم هاي منتشر شده: Hybrid theory year ، Meteora year ، Minutes to Midnight

فيلمهايي که از موسيقي ليــــــــنـــکــــــيـــــن پـــــــا ر ک به عنوان ساند تراک خود استفاده کردند:
دراکولا2000 -ولنتاين -نيکي کوچولو -ماتريکس ريلودد