جوك جمله سازي


به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!

به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: ك... ‌كشا ورزش كنيد!

به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!

سخنان یك زاهد!

زاهد ، عابد ؛  درویش

زاهدی گوید:

جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!


دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم  چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

 

جوک جدید

اینم جوکای جدید امروز امیدوارم بپسندید

 

 

يكي مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . تركه گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!
________________________________________
مي دونيد فرق خيار با بلال چيه؟
بلال تو فيلمه محمد رسول الله بود ولي خيار نبود
حالا مي دو نيد شبا هتشون چيه؟
هيچ كودوم تو فيلمه تايتانيك نبودن
________________________________________

يارو تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3:قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

________________________________________

تركه از زمين و زمان گله می كنه و می گه : چه دنيای بدی شده آدم نمیتونه به هيچ كس اعتماد كنه ، از صبح تا حالا از هركی سؤال می كنم ساعت چنده هركی يه چيزی ميگه ، نمی دونم حرف كدومو باور كنم !!!

________________________________________
به یه تركه میگن جهان رو اگه در دو كلمه بخوای وصف كنی چی میگی ؟ میگه : بربری ، بربری
________________________________________
ترکه يه روز سرد زمستون می بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!
________________________________________
________________________________________
یه ترك توي استخر غرق ميشه ميبرنش پزشك قانوني ميبينن مايوش سوراخ بوده
________________________________________
تركه شب كه ميشه ميخوابه خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه صبح كه از خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده!!!!
________________________________________
دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!
________________________________________
به تركه ميگن: با حيدر جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز، ميگه:‌ اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد

ما مي خواهيم فوتبال بازي كنيم(طنز)

امروز در حال عبور از محدوده بازار تهران بودم كه اين نوشته روي ديوار منو با خودش برد به دوران بچه گي و گل كوچيك بازي كردن.
"پارك كردن مساوي است با پنچري. ما مي خواهيم فوتبال بازي كنيم."
يادش به خير اون دوران.
پول هامونو رو هم مي ذاشتيم و ? تا توپ پلاستيكي مي خريديم و يه توپ دولايه درست مي كرديم.
تير دروازه هم كه نداشتيم چون تير دروازه يا براي بزرگها بود يا براي حرفه اي ها. ما هم كه شكر خدا هيچ كدومش نبوديم. تير دروازه امون ? تا آجر بود كه مي ذاشتيم وسط كوچه.
خلاصه با هزار ماجرا، علي و قلي و تقي و نقي و ... هم از خونه هاشون مي كشيديم بيرون كه هفت هشت ده تا بشيم و يه "تيم بيروني" بزنيم.
اما...
دست بر قضا كه در همه محله ها يه پيرمردي، پيرزني چيزي كه از سر و صداي بچه ها عصبي مي شد خونه اش دقيقا اون قسمتي از كوچه واقع شده بود كه مناسب ترين جا براي فوتبال بود. چشمتون روز بد نبينه كه به محض شروع بازي يه دفعه با يه كارد به اندازه "اين هوا" مي اومد بيرون، توپ رو مي گرفت جر مي داد و بعد پيش خودش مي گفت آخيش راحت شدم و هلك هلك مي رفت خونه اش.
البته يه حالت ديگه هم وجود داشت. اون هم اين بود كه طرف با ماشين مي اومد و درست وسط زمين بازي ما ماشينشو پارك مي كرد و مي رفت خونه اش. حالا هر چي ما جز مي زديم بابات خوب ننه ات خوب، برو ? متر جلوتر پارك كن تا ما بازي امون تموم بشه بعد ماشينتو برگردون سر جاش گوش نمي كرد كه نمي كرد.
خوب ما هم بچه بوديم. كاري از دستمون بر نمي اومد به جز اين كه با سنگ بزنيم شيشه يا لامپ جلوي خونه اش رو بشكونيم.
و اين ماجرا همچنان ادامه داشت. هي اون توپ ما رو پاره مي كرد. هي ما شيشه خونه اش رو مي شكستيم

عکس های الناز شاکر دوست در فیلم در میان ابر ها

برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید

نظر فراموش نشه

ادامه نوشته

دعوای دختر و پدر

سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...
زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه

سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ي ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
باباه:جيکش در نمي ياد...
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه.

چه شخصیتی چه می خرد؟ (طنز)

یکی از رایج‌ترین و روزمره‌ترین کارهایی که اصلا به نظر خیلی از ما نمی‌آید، خرید و مصرف است. شاید بعضی‌هایمان از خریدهای روزانه فقط چانه زدن و تخفیف گرفتن را به یاد بیاوریم و کمتر به این فکرکنیم که پشت هر خرید و مصرف، الگویی نهفته است که تابع شرایط روان‌شناختی است. در سالی که تحت عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف» از آن یاد می‌شود، هفته نامه سلامت گفتگویی را در همین حیطه از نگاهی متفاوت با دکتر فربد فدایی، روان‌پزشک و مدیر گروه روان‌پزشکی علوم بهزیستی و توان‌بخشی، ترتیب داده‌است که خدمت شما ارائه می دهیم.

الگوی خرید و مصرف در کشورهای دیگر چه تفاوتی با کشور ما دارد؟

برحسب بررسی‌ها، مثلا در کشور آمریکا، دیده می‌شود که بخش عمده خریداران کادیلاک و دیگر خودروهای پر زرق و برق را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند زیرا آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تاثیر سازوکار دفاعی روانی جبران می‌کوشند جلب توجه کنند و به پندار خویش احترام و اعتبار اجتماعی به دست بیاورند. در حالی که افراد تحصیل‌کرده و با درآمد بالاتر عموما خودروهای متوسط یا کوچک سوار می‌شوند. در کل، می‌توان گفت احساس حقارت موجب تمایل به خرید وسایل گران‌قیمت و شاید هم غیرضروری می‌شود تا به صورت جبران، احساس حقارت در پوششی از ثروت پنهان شود.

بسیاری از افرادی که شخصیت ناپخته دارند و بسیاری از کسانی که احساس زشتی می‌کنند، ناخودآگاه با خریدن و پوشیدن جامه‌های گران‌بها و مارک‌دار و آویختن طلا و جواهر می‌کوشند بر احساس نقص خود غلبه کنند.
بیماری‌های روانی چه تاثیری بر نحوه خرید کردن ما می‌گذارد؟

در اختلال شخصیت خودشیفته از آنجا که خودشان را بالاتر از دیگران می‌پندارند، مایل نیستند کالاهایی بخرند که عموم مردم استفاده می‌کنند و به دنبال کالاهای انحصاری و مارک‌دار می‌روند که اگرچه همان کارکرد کالاهای ارزان‌تر را دارد اما قیمتش چند برابر است. این گروه، حتی زمانی هم که به پزشک مراجعه می‌کنند، می‌گویند: «آقای دکتر! برای من نوع خارجی دارو را بنویسید. من داروی ایرانی استفاده نمی‌کنم!» مبتلایان به نابسامانی‌های شخصیتی به نام نمایشی نیز می‌کوشند با نمایش ظاهر و امکانات خود، از جمله پوشاک‌های گران‌قیمت و غیرعادی، یا آرایش غلیظ با لوازم آرایش‌ گران‌قیمت، توجه دیگران را به خود جلب کنند.

خرید در بیماران مبتلا به وسواس چه ویژگی‌هایی دارد؟

در اختلال‌ شخصیت وسواسی- اجباری (که البته با بیماری‌های وسواسی- اجباری متفاوت است)، فرد مبتلا به خساست بیش از حد می‌شود و به هیچ وجه حاضر به خرید کالای نو یا دور ریختن کالاهای کهنه و بی‌مصرف نیست و حتی دلش هم نمی‌آید از وسایل نوی خودش استفاده کند. از نظر مادی هم به خود و به اطرافیانش سخت می‌گیرد و با آنکه امکان کافی دارد اما ترجیح می‌دهد لباس‌های کهنه و پاره و وصله‌دار بپوشد و خیلی پایین‌تر از سطح امکانات خود زندگی می‌کند. اما در بیماری‌ وسواسی- اجباری، گاهی خرید اجباری که فرد می‌داند به آن نیاز ندارد، انجام می‌گیرد. برای نمونه، فرد وسواسی احساس اجبار می‌کند که از یک شی، چند نمونه کاملا یکسان را بخرد و اگر این کار را نکند دچار اضطراب و تنش می‌شود؛ مثلا یک خانم وسواسی ممکن است از یک مانتو چند عدد با رنگ‌ یکسان بخرد و سپس آنها را در کمد لباس خود انبار کند بی‌آنکه آنها را بپوشد.

در بیماران دوقطبی چه‌طور؟

در بیماری شیدایی- افسردگی (نابسامانی خلقی دو قطبی) معمولا ولخرجی و خریدهای غیرضروری و گزاف که با امکانات مالی فرد سازگاری ندارد و با نیازهای او نیز هماهنگ نیست و بذل و بخشش‌های نابجا از نشانه‌های بیماری محسوب می‌شود.

چرا برخی افراد هرجور کالای خارجی را به مشابه داخلی ترجیح می‌دهند؛ شما فکر می‌کنید چرا؟

البته گاهی ترجیح کالای خارجی ممکن است ناشی از توجیهات صحیح اقتصادی باشد. اما در خیلی از موارد هم گزینش کالای غیرخودی به جای خودی مصداق این ضرب‌المثل فارسی است که : «مرغ همسایه غاز است.» برای مثال، زمانی که یک ایرانی پوشاک محصول ایتالیا را ترجیح می‌دهد که خودش از ایران پوشاک وارد می‌کند، علت را فقط باید در احساس ناموجه حقارت، چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی، جستجو کرد که سبب شده است ایرانی نسبت به کالای تولید هم‌میهن خویش بی‌اعتماد باشد و با حقارت به آن بنگرد.

زمانی که یک ایرانی پوشاک محصول ایتالیا را ترجیح می‌دهد که خودش از ایران پوشاک وارد می‌کند، علت را فقط باید در احساس ناموجه حقارت، چه به صورت فردی و چه به صورت اجتماعی، جستجو کرد
اغلب اختلالات روانی از دوران کودکی شکل می‌گیرد. آیا نحوه خرید کردن ما نیز به شرایط و نحوه رفتار والدینمان بستگی دارد؟

از جنبه فردی، در بسیاری از خانواده‌های ایرانی به جای تکیه بر توانمندی‌های کودک بر نارسایی‌های او تکیه می‌شود و مرتبا به او بی‌عرضه خطاب می‌شود؛ و کودک هم ناخودآگاه این برداشت را درباره خودش پذیرفته است و به همه ایرانیان هم تسری داده ! در نتیجه می‌بینیم او لباس‌ها و کفش‌های مثلا ایتالیایی و ترکیه‌ای را که بالاتر از همتای ایرانی آنها نیست بهتر می‌پندارد و ترجیح می‌دهد با پرداخت مبلغی گزاف آنها را به عوض جنس خوب و ارزان ایرانی بخرد.

در سطح اجتماعی، زمانی که فرد به این تلقی رسیده باشد که علم و صنعت و فرهنگ اروپا یا آمریکا یا ژاپن یا حتی کره، برتر از کشور اوست و در نتیجه، مردم آن کشورها را ناخودآگاه برتر از خویشتن بپندارد، خواهد کوشید خود را به شکل و شمایل مردم آن کشورها دربیاورد.

فروشندگان هم روان‌شناسی بلدند؟!

گاهی برخی فروشندگان از ضعف‌های شخصیتی بعضی‌ها برای رسیدن به سود بیشتر بهره می‌برند. به این معنی که چند کالای مشابه را با قیمت‌های متفاوت به خریدار عرضه می‌کنند و یا گاهی فروشنده بر مبنای نوعی روان‌شناسی عامیانه افراد را به خریدهای غیرضروری یا گران‌ ترغیب می‌کند. برای نمونه می‌گوید:‌ «مشتریان با شخصیت، این کالا را انتخاب کرده‌اند.» یا «برای شما این کالای گران‌قیمت که همه کس نمی‌تواند بخرد، مناسب است.» و یا: «ما این جنس را به همه‌کس نشان نمی‌دهیم و برای خریداران مخصوص نگاه داشته‌ایم!» گاهی نیز با نصب آینه‌های کمی مقعر که افراد را کشیده‌تر و لاغرتر نشان می‌دهد موجب افزایش خرید پوشاک در یک فروشگاه می‌شوند. استفاده از رنگ‌های ویژه برای کالاهای خاص و بسته‌بندی آنها نیز در فروش موثر است. برای نمونه، استفاده از رنگ‌های آبی و سفید برای کالاهای بهداشتی و مواد شوینده و رنگ‌های زرد و سرخ و قهوه‌ای برای مواد خوراکی و بسته‌بندی آنها موجب افزایش فروش این کالاها می‌گردد.

 

مشت و کامپيوتر(طنز)

 

اين داستان مربوط به زمانهاي سابق است که رهگذر تلويزيون تماشامي کرد. يادش به خير!


بله درست حدس زدي! اين دفعه هم مشت بر کامپيوتر پيروز شد! ماجرا از اين قراره که به محض رسيدن به منزل (اي بابا! اين منزل از اون منزل ها نيست! واقعا منزل و خونه منظورمه!) کامپيوترم رو روشن کردم تا ببينم دنيا چه خبره؟!

پيش خودم داشتم فکر مي کردم چقدر بدبخت شديم که خبر دنيا رو از اين فسقلي بايد بگيريم! آقا! چشمتان روز بد نبينه. انگار منزل .... ببخشيد يعني کامپيوترم... متوجه شدن که من چي گفتم! (آخه هنوز حواسم به منزله - نه ديگه اين دفعه همون منزلي که شما مي دونين! -)

بله داشتم مي گفتم تا کامپيوترو روشن کردم شروع به داد و بي داد کرد و يکباره صداهاي عجيب و غريبي از خودش درآورد که از ترس، بالفور ... منزل .... اي بابا!... ببخشيد يعني کامپيوتر رو خاموش کردم!

بعد از چند دقيقه و پس از ذکر دعاهاي مورد نياز! دوباره روشنش کردم ولي صداهاي وحشتناک تر از قبل به گوش مي رسيد و من، مستاصل از اينکه اگر امشب به اينترنت وصل نشم چه شود؟

به ناگاه يادم افتاد که براي رفع مشکل مشابه، در سريال برره آموزش هاي لازم داده شده و... فلذا با لبخندي تمام، حاکي از کشف مشکل کامپيوتر عزيز و با الهام از دانشگاه عمومي (همون تلويزيون ديگه!) يه مشت جانانه حواله کامپيوتر نمودم.

بله حدستون کاملا درسته! صداي کامپيوتر قطع شد و الان که دارم اينها رو مي نويسم حالش کاملا خوبه و سلام مخصوص هم مي رساند!

نتيجه اخلاقي داستان اينه که (نه خير اون نيست!) تلويزيون رو خوب نگاه کنين! مخصوصا اين سريال هاشو. حتي اگه تکراري باشه. من واقعا تعجب مي کنم از کساني که دانشگاه به اين خوبي رو ول مي کنن و مي رن اون يکي دانشگاهها و پول زور مي دن و درس مي خونن!
----------------------------------------------
پ ن 1: به دليل اينکه موضوع رفع اشکال کامپيوتر رو از نقطه نظر تخصصي و کارشناسي هم مورد تاييد قرار داده باشيم، در اين راستا عرض مي کنيم که رشته تخصصي اينجانب همون کامپيوتره يعني ببخشيد رايانه!

پ ن 2: ضمنا به خاطر اينکه در اين داستان خلط مبحث زياد پيش اومد، مجددا تاکيد مي نماييم که مشت حواله شده مربوط به تعمير کامپيوتر بوده نه منزل! چون ما در برنامه هاي تلويزيون؛ در رابطه با رفع عيب منزل؛ با استفاده از روش هاي خشونت آميز و مشت و اين جور چيزا، اصلا آموزشي نديديم.

فکاهي و طنز چيست و نمونه هايي از آنها

به دلیل زیاد بودن مطلب در ادامه مطلب گذاشتمش برای خواندن این طنز بامزه به ادامه مطلب بروید در ضمن نظر فراموش نشه
ادامه نوشته

شوخي با داستانهاي دوران دبستان

گاو ما ما مي کرد
گوسفند بع بع مي کرد
سگ واق واق مي کرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنک کجايي
شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود. حسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي کند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز که حسنک با کبري چت مي کرد . کبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و ديگر با او چت نکند چون او با پتروس چت مي کرد. پتروس هميشه پاي کامپيوترش نشسته بود و چت مي کرد. پتروس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي کرد چون زياد چت کرده بود. او نمي دانست که سد تا چند لحظه ي ديگر مي شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما کوه روي ريل ريزش کرده بود . ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت . ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد . ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و کور بود . الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سير کند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است که ديگر در کتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

پايان نامه خرگوش

يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.
روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟
خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم..
روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟
خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.
روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.
خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.
خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.
در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.
گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟
خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.
گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.
خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.
در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.
در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.


نتيجه
-هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد.
-هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد.
-آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!

طرز ترک دادن شوهر سيگاري

طرز ترک دادن شوهر سيگاري 100 درصد عملي :

از زبان خانومي که شوهرشو ترک داده :

من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت بهداشت ، تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.:


از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:

- قانون شماره 1:
هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار (كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)

تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!

- قانون شماره 2:
اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.

تبصره:
خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!


- قانون شماره 3:
در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!

تبصره:
گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"



- بازم همون خانوم:

شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده بايد از خونه بيرون مي رفت و جيبش شده بود پر چک برگشتي)

کارتون روز: تا دو سال آینده نمره از سیستم آموزشی دبستان حذف می‌شود!!!

کارتون روز: تا دو سال آینده نمره از سیستم آموزشی دبستان حذف می‌شود!!!

عکس های جالب

سلام دوستان گلم من باز اومدم با چند تا عکس با حال و بامزه برای دیدنشون روی ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

»» تصاویر جالب ... طنز ورزشی



 


 


*************************


 


 


شاهنامه ی فردوسی پور!!!(طنز ورزشی)

 

شاهنامه ی فردوسی پور!!!

ویژه ی جام حهانی 2006

 

شخصیت ها:

فردوسی پور:راوی

برانکو:زال

چلنگر:سیمرغ

علی دایی: رستم یک

اتاق فرمان:سلطان محمود غزنوی

مربی پرتغال:افراسیاب

امیر تاجیک:عنصری

ماکسیما:رخش

 

فصل اول :بیوغرافی" راوی"

 

ابوالعادل فردوسی پور:

_ منم عادل و " جام جم" حامی ام / ز اصحاب آکبند "ضرغامی" ام

بسی رنج بردم در این سال ده / نود نمره دادم به فوتبال ده

به "فوتی" و "بالی" به جنگ نود / نهادم سرکارتان تا ابد

در این جام جم فتنه برپا کنم / نود "نورچشمی" سیما کنم

به بالا برم این یکی تا به عرش / ز عرش آورم آن یکی را به فرش

کنم نقد هر کس که طالب شوم / به هر کل کلی بنده غالب شوم

به جان برانکو که تا زنده ام / سوپر مجری "جام جم" بنده ام

 

صدا از اتاق فرمان:

_به فکت نهادی مگر آرمیچر / برانکو بود پشت خط منتظر

ببردی سرم را به شهنامه ات / برو بر سر اصل برنامه ات!

 

فردوسی پور( خارج از وزن):چه میکنه این اتاق فرمان!!!

 

فصل دوم : ورود برانکو و چلنگر به کارزار

فردوسی پور:

برانکو تلفنی مهمان ماست / بگوید به ما چار کلام حرف راست

کنارش چلنگر به اعجاز جم / کند ترجمه با لسان عجم

الا ایها الکچ ،چنینه سوال / که آیا رسد تیم ما  تا فینال؟!!

برانکو(پس از ترجمه سوال ):

_فینال بی خیال شو  ، تو بنگر که حال /چه بر ما رود بازی با پرتغال!

چلنگر:

_برانکو می گه با یکی فوت بال / با این تیم باحال می ریم تا فینال!

برانکو (متوجه ترجمه بی ربط چلنگر می شود):

چلنگر!چو هر دم تو باشی به بر / نیازی به دشمن ندارم دگر !

 

فصل سوم : رزم نامه ی علی دایی

 

فردوسی پور:

_الان پشت خطه کاپیتان دایی / همون که به زندان داده  لاپایی!

علی دایی:

_منم هدزن تیم ملی داداش / تا صدسال دیگه می مونم باهاش

منم یار فیکس و همه ش در زمین /که ارث پدرجد من باشد این

فقط توپ به فرق سرم می رسه / از گردن به پایین من بی حسه

به آنگول و مکزیک و هم پرتغال / بگو دایی آمد واسه ضد حال

که دروازه شان غرق در گل کنم / با پشت سر و فرق گل کنم

محاله به باختن یه وخ تن بدیم / یا این که یه وخ تن به باختن بدیم

باید قبل از این که به میدون برم / تشکر کنم از پدر ، مادرم !

 

فصل چهارم : رزم دایی با مربی پرتغال

 

فردوسی پور:

_کچ پرتغال پشت خط معطله / بسی شاکی از این همه کل کله

مربی پرتغال (خطاب به دایی):

_تو را با گل و توپ فوتبال چه کار؟ /برو توی باغچه ات بشین گل بکار!

چلنگر:

_مربی می گه قبل بازی می یاد / یه کم فرصت پاچه خواری می خواد !

برانکو:

_من آنم که دایی بود بازی کن / بگو زود برو دایی را راضی کن!

چلنگر(خطاب به دایی ):

_ کچ پرتغال گف بگویم به تان / می یاد بهر خاراندن پاچه تان !

دایی:

_بگو وقت قبلی بگیره طرف / واسه پاچه خواری بره تو صف

به بازی چنانش زنم ضد حال / کز آلمان دود تا ته پرتغال !

 

طرفداران "صبا باتری"در اتاق فرمان (خارج از وزن ):

_بابا تو دیگه کی هسی / می گن علی دایی هسی !

 

فصل پنجم: ورود "ماکسیما" به رزمگاه:

 

ماکسیما(خارج از وزن شاهنامه ، شعری بر اساس ترانه "لکنت" بنیامین می خواند!)

_گاهی که با دایی جونم / می رم ونک چرخ می زنم

همه به من زل می زنن / چون که با یه سوپر منم

صداش تو اگزوز می پیچه / اسمش رو جا سویچه

پا که رو گازم می ذاره / پیچ می پیچه اون نمی پیچه

اگه منو دادادایی دودوباره نننننگازونه می می میرم

اگه یه وخ جاجای من پپپژو ببرونه می می میرم!

 

فصل ششم : آخر شاهنامه

فردوسی پور:

_الا ای شما که به جام آمدین / با پای خود این جا به دام آمدین

شما اینگیلیسا و آلمان اینا / تو ای برزیلا ای تو آرژانتینا

چو دایی بود سوپر استار ما / نیوشید این "بچه اخطار"ما

گلر گر شود جمع یازده تایی / یه گوشه ، سوراخی  می یابد دایی

هزارتا "رونالدینیو"یا "بکام" / به قربان این کله ی با مرام

 

* * *

 

کنون چون سر آمد زمان نود / هپی اند شهنامه هم در رسد

چو شهنامه مان خوش شده آخرش / شده شخص فردوسی اسپانسرش!

در این لحظه یک سرود با صدای امیر تاجیک و با استفاده بهینه از اسامی کاوه ، آرش ، رستم ، سیاوش و ... پخش می شود.

 

ایران ایران ایران ایران

عزم وایمان ، فخر و آوازه است آنک

مرد و میدان ، کوه و دروازه است آنک

...........

اس ام اس سركاري و جالب (جدید)

سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،

رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟

دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !

برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت

(پیامک پزشکی- بهداشتی !)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


این پیام جهت حاضری در دفتر رفاقت بود که بدانی به یادتم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر کردی مراروزی فراموش

در آید در دماغت ۱۰۰ عدد جوش !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


اگه زندگی سخته  اگه مشکلات زیاده  اگه بیکاری  اگه نیاز به سرمایه داری

نگران نباش ما برات دعا می کنیم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گل خوش بو ی من باش تا محتاج ادکلن فرانسوی نباشی!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن

منم تو رو خواستم

گفت نمیشه

گفتم چرا ؟

گفت : ما تو جنس بنجل نیستیم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید :

یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !

شوهر گفت : محضر طلاق !!!

کارتون روز: سیگار پس از خاموش شدن نیز خطرناک هست!!

کارتون روز: سیگار پس از خاموش شدن نیز خطرناک هست!!

کاریکاتور/ اسلام ستیزی در غرب

کاریکاتور/ اسلام ستیزی در غرب

جوک با حال آخر خنده

مي دوني LOVE مخفف چيه؟
L : لايق دوست داشتن بودن
O: اميد به آينده اي روشن
V: وفاداري در عشق
E: انرژي هسته اي حق مسلم ماست

 

ايتاليا = دولينو بورينو
هندوستان = دولاهه كوتاهه
ژاپن = دولميشى كوتاميشى
عرب= الدووله لاى الساطووره
چين = دولچاين قيچاين
انگليس=‎doling smalling‏
روسيه = دودولوف كوتاهوف
تركى = شومبولا آزولا
کردي = دولي بوورررران

 


اين تهروني ها دلشون برا غضنفر ا ميسوزه ميگن بابا خيلي واسشون جک ساختيم باييد يه کاري کنيم اونا واسه ما جک بسازن. يکيشون ميره رو تير چراغ برق هي ميزنه به تير .
غضنفر از اونجا رد که ميشد ميگه: هاي آقا چه کار ميکني؟
طرف ميگه دارم در ميزنم ببينيم دوستم خونست؟
غضنفر ميگه آره بزن چراغشون که روشنه ببين در رو باز ميکنن.


اين تهروني ها دلشون برا غضنفر ا ميسوزه ميگن بابا خيلي واسشون جک ساختيم باييد يه کاري کنيم اونا واسه ما جک بسازن. يکيشون ميره رو تير چراغ برق هي ميزنه به تير .
غضنفر از اونجا رد که ميشد ميگه: هاي آقا چه کار ميکني؟
طرف ميگه دارم در ميزنم ببينيم دوستم خونست؟
غضنفر ميگه آره بزن چراغشون که روشنه ببين در رو باز ميکنن.

 


ترکه گاو داري ميزنه مامور بهداشت مياد ميگه به گاوات چي ميدي ؟ ميگه : آت اشغال
مامور کلي جريمش ميکنه.
ساله بعد مياد ميگه به گاوات چي ميدي ؟ ميگه : جوجه کباب  ,پيتزا . باز يارو جريمش ميکنه.
سال بعد مياد ميگه به گاوات چي ميدي ؟ ميگه : والا هر روز صبح بهشون 1000 تومن ميدم هر چي دوست دارن بخرن بخورن !

 

تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه!

 

تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتا ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم… اتفاقاً منم بدجور شاش دارم

 


ترکه يه زن … را بلند مي کنه. در همين موقع کميته از راه مي رسه واز ترکه مي پرسه: اين خانم با شما چه نسبتي دارند؟ ترکه با قيافه حق به جانبي مي گه: هيچي دوستيم.کميته اي به او مي گه : بپر بالا. آبجي شمام برو بالا. ترکه مي گه : اين آبجيته؟.جنده است ها !

 

 

ترکه ميره پيش دکتر ميگه آقاي دکتر من جديدا هر چي مي خورم بالا ميارم دکتر بهش ميگه حالا از اين به بعد از پايين بخور دو هفته بعد بيا .. دو هفته بعد ترکه مياد مطب دکتر وقتي وارد مي شد داشت قر ميداد دکتر بهش ميگه چي کار مي کني؟ميگه دارم آدامس مي جووم

 


يه تركه مي‌ره پيش دكتر و مي‌گه: آقاي دكتر، اگه نمي‌خندي من مشكلمو برات بگم. خلاصه دكتره هم كلي مرام ميزاره كه: اين چه حرفيه آقا، دكتر محرم مردمه و از اين صحبتها. خلاصه يارو رو راضي مي‌كنه كه مشكلشو بگه. تركه هم مي‌گه: من يكي از تخمام بزرگتر از اون يكيه. بعد هم دست مي‌كنه تو شلوارش و يه تخم اندازه توپ بسكتبال مي‌زاره روي ميز! دكتره تا چشمش به تخم يارو مي‌افته مي‌زنه زير خنده. تركه هم شاكي مي‌شه و مي‌گه: حالا كه خنديدي اون بزرگه رو نشونت نمي‌دم!

 

تركه خيلي بي تربيت بوده، هر جا ميرفته يه سوتي اساسي ميداده. يه روز ميره خواستگاري، براش چايي ميارن با شكر، يادشون ميره قاشق بيارن. تركه برمي‌گرده ميگه: بايد با ..يرم هم بزنم؟!

 

غضنفر هي نگاه به گوشيش ميکرده و ميخنديده ، بهش ميگن اس ام اس اومده ؟ ميگه آره ، ميگن چيه ؟ ميگه يکي هي اس ام اس ميده Low Battery !!!

 


بچه از باباش مي پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي مي کنند يا با هم هستن؟
باباهه مي گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون يک جا باشن که اونجا ديگه بهشت نمي شه!

 


غضنفر تو جاده داشته رانندگي مي کرده ، يهو ميبينه يه کاميون داره از روبروش مياد،
ميزنه رو ترمز ميبينه ترمزش نمي گيره .

رفيقشو صدا مي کنه مي گه : اصغر اصغر پاشو تصادفو ببين .

 


مگسه نامزدش رو مي گيره تو بغلش، ميگه: عزيزم! من تو را با هيچ گهى عوض نمي کنم!

 


مردي مي ره پيش کشيش تا اعتراف کنه. مي گه: من در زمان جنگ جهاني دوم به يک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشيش مي گه: خوب اين که گناه نيست!
مرد مي گه: ولي من بهش گفتم براي هر يک هفته اي که در خانه من بمونه بايد ? دلار بپردازه.
کشيش مي گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولي تو با نيت خوبي اين کار رو انجام دادي.
مرد مي گه: اوه! متشکرم! خيالم راحت شد. فقط يه سوال ديگه…
کشيش مي گه: بگو فرزندم.
مرد مي گه: آيا بايد بهش بگم که جنگ تموم شده؟

 

به قزوينيه ميگن چه روزي رو بيشتر از همه دوست داري؟ ميگه : ببم جان روزي رو که دنيا کون فيکون شود

 


تركه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ...
راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم
ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم
با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه :
چيه ... الاغ باشعور نديدي

 


چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه ميشه

 

آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه:‌ خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه،‌ باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!!!

 


تركه ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم ..يرِ بلال حبشي بدين!!!


قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ‌مي‌بينه يك بچه داره پشتشو مي‌خارونه. ميگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاري هم قبول مي‌كنيم‌ها!

---

ترکه ميره خواستگاري، پدر عروس مي‌پرسه: شما خونه داريد؟

ترکه ميگه: والله خونه كه نه، ‌ولي بروبچه‌ها مكان زياد دارن!

---

تو جاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برنده 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش  چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان  اين وقتي اكس ميزنه پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم  با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟

---

پسر ايروني غول بيابوني خودت مي دوني شکل ميموني

شلوارت ليه کفشت مليه اينقد پز نده جيبات خاليه

پسر ايروني فداي من سگ با وفاي من

من دلم مي خواد سوارت بشم الاغ بي صداي من

..

بيا ديدي؟ بعد اندي ميگه دختر ايروني مثل گله !!! ....

---

تركه ميره پيش خانم دكتر ميگه : آبم نمياد. دكتر يه ميماله ، راست ميشه... چند روز بعد باز تركه مياد همون مشكل رو داشته. دكترهي براش ميماله تا تركه خلاصه راحت ميشه... چند روز بعد باز تركه مياد پيش خانم دكتر و باز همون مشكل رو داشته.دكتر ميگه مردتيكه پدر سوخته مگه تو محل شما جنده نيست كه مياي اينجا؟

تركه ميگه چرا ، ولي دفترچه بيمه قبول نمي كنن!!!

---

به تركه مي گن 400فيل خورطوم دراز نام ببر . ميگه دبيرستان پسرانه

---

تفريح مردم :

---

پولدارها : ويسکي  خانم پسته

متوسط ها : عرق بچه تخمه

فقيرها : دوغ جق نخودچي

 بيکارها : آب يخ ..وس شعر اس ام اس

---

ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟

---

ترکه ?سال ميره سربازي کارتشو که ميدن ميگه : اي بابا اينو که دارم گواهينامه ميخوام

---

---

يه اصفهانيه وايساده بوده زير يه ساختون در حال ساخت که يدفعه يه تير آهن ميفته روي پاش.....بلند داد ميزنه : آخ کفشم

---

 

tork be zane khareji: i love you! zan: i love you too. tork:i love u three! zan: what? tork: kilo wat,Mega wat,tof be gabr papat, ba man 1be2 mikone

 

 

دست دست ... دستا شل ... آهان بيا ... ماشا الله ... دست دست ... حالا قر .... قر .... (طرح گرم سازي ملت بي گاز)

 

تركه با پسرش بانک مي زنن و فرار ميکنن ميرن داخل يه استاديوم شروع ميکنن دور زمين فوتبال دويدن، بعد از دو دور پليس ميرسه، پسره ميگه: بابا پليس‌ها رسيدن چي کار کنيم؟ تركه ميگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

 

به لره ميگن: اگه رييس جمهور بشي اولين کاري که ميکني چيه؟ ميگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند ميکنم.

 

يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.

 

رشتيه اسم بچه اش رو ميزاره «اس ام اس» ميگن: اين چه اسميه؟ ميگه: چيه مگه! از پيام که با کلاس‌تره.

 


تركه ميره آمريكا، يه زن خراب مي‌بينه، ميگه: چند؟ زنه ميگه: پنج دلار همينجا، ده دلار تو پارك، بيست دلار خونه، پنجاه دلار هتل! بنده خدا پنجاه دلار ميده. زنه با خوشحالي ميگه: اي ول، هتل؟ تركه ميگه: نه، ده بار همينجا!

 

لره ميخواسته ترتيب گاوشو بده، گاوه ميگه: ما، ما! لره ميگه: خفه‌شو، اول ما، بعد تو!

 

خرسه به يكي حمله ميكنه و ميگه: ويا  وخوام وخورمت! طرف ميگه: اِ؟ ميه تونم لري؟ خرسه ميگه: ها، ما حيوونا همه لريم، وجز خر كه تركه!

 

 

از تركه مي پرسن حموم چند بخشه مي گه 2 بخش . زنونه مردونه

 


دو تا لره ميرن دستشويي اولي ميره دستشويي فرنگي دومي ميزنه تو سرش ! ميگه چرا ميزني ؟ ميگه آخه من از اين چشمه آب ميخوردم اين ريده توش

 

:سوال کنکور در اردبيل
15 مرداد چه روزي است ؟ الف )18 شهريور ب) آغاز سال 1386 ج) چهارشنبه سوري د)هر سه مورد

 


ترکه ميره غواصي يه کوسه ميبينتش بهش ميگه: شما ترکي؟ ترکه ميگه: از کجا فهميدي؟
کوسه ميگه:اخه اون که بستي به خودت کپسول آتش نشاتيه نه کپسول اکسيژن

 

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟

 


از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي

 


گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز
مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن.

 

 


به يه تركه ميگن : شما هنوز به ق ميگيد گ ؟ ميگه : نه اون مال گديم گديما بود

 

 

تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن تر كه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم

 

 


?- يارو با 206 مسافر كشي مي كرده ، 5 نفر سوار كرده بوده ، با سرعت تمام مي رفته ، اولي مي گه : آقا خيلي داري تند ميريا
راننده مي گه : تا حالا 206 داشتي ؟ يارو مي گه : نه ، راننده مي گه : پس خفه شو
دومي مي گه : آقا خيلي خيلي داري تند ميريا ، باز راننده مي پرسه تاحالا 206 داشتي ؟ اونم مي گه : نه ، باز راننده مي گه : تو هم خفه
همين جوري مي گفتن كه خيلي تند مي ري و اينا ، تا اينكه پنجمي مي گه آقا زيادي داري تند مي ري ها
!!!راننده مي پرسه : تاحالا 206 داشتي ؟ مي گه : آره ... مي گه پس بگو ترمز ش كجاس

 


?- يه روز خدا مياد به مالا نصرالدين مي گه : بيا چند روز جاي من كار كن ، اونم مياد و خدا هم دكمه هارو يادش مي ده ، كه اينو بزني بارون مياد و اين يكي رو بزني باد مياد و اينا ، يه دكمه هم نشونش مي ده مي گه اينو بزني قيامت مي شه
اونم شروع مي كنه به زدن دكمه ها ، خلاصه حوصلش سر مي ره و دكمه قيامت رو مي زنه و قيامت مي شه
اول حضرت علي مياد ، مي گه تو خيلي آدم كشتي برو جهنم
همينطور پيش مي ره و مي رسه به حضرت مهدي ، مي بينه تو دفتر حضور غيابش زياد غيبت داره
!!ملا نصرالدين مي گه : تو برو با اوليات بيا

 

 

 


?- يه روز يه اصفهاني رو ميگيرن مي برن زندان رو ميکنه به نگهبان زندان ميگه آقا لطفا يه ليوان آب بديد آقاهه محل نميزاره دوباره ميگه حاج آقا لطفا يه ليوان آب بديد باز هم محل نميزاره. اين دفعه ميگه کربلايي يه ليوان آب بديد آقاهه ميره يه ليوان آب مياره بعد رو به زنداني ميگه ازکجا فهميدي من کربلايي هستم زنداني ميگه چون هم کري و هم بلايي

 

?- يه روز يه عربه بليطه هواپيما ميگيره ميره راه آهن سواره اتوبوس ميشه با دوچرخه ميره خونشون

 

 

??- تركه ميياد تهرون به يه دختره گير ميده ميگه اسمت چيه ! ميگه پروانه بهم ميگن پري ... تركه : منم چرا غعلي بهم ميگن لوستر ....

 


?-دو خانم مسن از همسر هاي خود صحبت مي


کردند.


اولي: من از اين که همسرم ناخنهاي خود را مي جود


نارا حتم . دومي : همسر من هم اين عادت را داشت،


ولي من ترکش دادم اولي: چگونه؟؟؟


دومي: خيلي راحت براي مدتي دندان هاي را او را قايم


کردم.!!!

 


- تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!

?-از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگه: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

 


-غضنفر مي ره امتحان راهنمايي و رانندگي بده، ازش مي پرسن؟ يه نيسان، يه اتوبوس، يه ماشين آتش نشاني و يه دوچرخه، کدوم اول بايد بره؟
غضنفر مي گه: نيسان بايد اول بره، بهش مي گن: بيشتر فکر کن، ماشين آتش نشاني در حال ماموريته، مي گه: خب نيسان اول بايد بره،
بهش مي گن: بازم فکر کن، غضنفر خيلي فکر مي کنه، بعد مي گه: اول ماشين آتش نشاني، بعد اتوبوس وبعد دوچرخه. مي پرسن؟ پس نيسان چي شد؟ مي گه: کجايي بابا، نيسانه گازشو گرفت و اول رفت.........

 


?-دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي مي خرن، برمي گردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش مي شه، هركار مي كنن ديگه روشن نمي شه. يكيشون برمي گرده به اون يكي مي گه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز مي كنه، يك نگاه مي كنه با تعجب مي گه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده مي شه مياد يك نگاه مي ندازه، مي گه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش مي كنم! خلاصه ياسروك مي ره درِ صندوق عقب رو وا مي کنه، يهو داد مي زنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

 

قيامت ميشه بعد همه آدما ميان . خدا ميگه هركي دروغ بگه ميتركه . يه نفر مياد ميگه من آدمه خوبيم بعد ميتركه . بعدي ميگه منم آدم خوبيم ميتركه تا نوبت به تركه ميرسه , تا ميگه من آدمه..... ميتركه

 


يه روز حضرت داوود و حضرت ايوب و شيطان داشتن با هم بحث ميكرن . حضرت داوود ميگه من بهترين صداي دنيا رو دارم , حضرت ايوب ميگه منم صبورترين آدم دنيا هستم و شيطان هم ميگه من پدرسوخته ترين آدم دنيام . خلاصه قرار ميزارن ميرن كه برن پيش خدا و خدا قضاوت كنه . اول حضرت داوود ميره و بعد چند دقيقه برميگرده ميگه خدا حرف منو تاييد كردن , بعد حضرت ايوب ميره و بعد از چند دقيقه بر ميگرده ميگه خدا حرف منم تاييد كردن , بعد شيطان ميره و بعد از چند دقيقه با عصبانيت بر ميگرده و ميگه : اين هاشمي رفسنجاني كيه


يه روز تركا يه فارسه رو به جرم جوك ساختن عليهشون ميگيرن تا مجازاتش کنن. بهش ميگن ميندازيمت تو اتاق گاز . فارسه رو ميندازن تو يه اتاق بدون سقف فارسه ميزنه زير خنده ميگه: اتاق گازتونم كه سقف نداره. از اون ور تركه ميگه: نگران نباش وقتي كپسول گاز از اون بالا اومد رو سرت ميفهمي

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

تركه واسه اينكه ديگه مسخرش نكنن و بگه با بقيه فرق نداره ميره توي يه اداره كار پيدا ميكنه . خلاصه روز اول كه ميخواد بره سر كار خيلي خوشتيپ ميكنه و كت وشلوارو سامسونت و كراوات و ... . همون وقت كه ميرسه سر كار نگهبان بهش ميگه آقا شما تركين ؟‌ تركه تعجب ميكنه ميگه از كجا فهميدي ؟ ميگه آخه سامسونتتون رو گذاشتين توي زنبيل

 


يه روز يه تركه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي تركه ميشينه. يهو تركه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو گوزيده.تركه يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تكون نخورد. تركه كه خيالش راحت شده بود كه مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه

 

يارو با دختره دوست مي شه مي گه ببخشيد اسم شما چيه؟ دختره مي گه من اسمم شراره است ولي بچه ها صدام مي کنن شراب. طرف مي گه : منم اصغرم بچه ها صدام مي کنن عرق سگي

 


پسره رو ختنه مي کنن مي گن بايد دامن بپوشي. مي گه نامردا مگه چقدشو بريدين؟

 


دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

 


 تست فيزيك كنكور : سرعت نور چه قدر است؟  1- بد نيست  2- خوب است  3- الحمدالله   4- تو خوبي؟

 


به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

 

توصيه دخترانه : اگه يه موقع مورد حمله يک پسر قرار گرفتي شلوار اونو بکش پايين دامن خودتو بده بالا ! فکر بد نکن! آخه اينجوري تو ميتوني بدوي ولي اون نميتونه

 


پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه - دوما دوست دختر نداشته باشه - سوما دوست دختر نداشته باشه - چهارما دوست دختر نداشته باشه..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل پاك و معصوم است

 


دختره تو جلسه خواستگاري يه باد صدا دار ازش در ميره ، داماد از بس ميخنده مي افته مي ميره رو سنگ قبرش مي نويسند نسيمي آمد و گلي بر باد رفت

 

پسره تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي خوشگل  مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي ، پول دادي ، قيافه دادي ، خانواده خوب دادي... فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام... اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ هل نده زشته ، خودم ميرم!

---------------------------------------------------------------

طرف عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر ، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ طرف ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين زنه ، مايكرووِيو كه نيست

---------------------------------------------------------------

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم ، وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم ، پر پروانه شکستن هنر انسان نيست ، گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم ، يادمان باشد سر سجاده عشق ، جز براي دل محبوب دعايي نکنيم ، يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد ، طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

 


غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجي پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي

 


غضنفر ميره بالاي پل عابر پياده داد مي زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اين رودخانه مي بينيد که اومدين روش پل زدين

 


پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟


يك گاو نر دنبال يك گاو ماده مي افته گاو ماده هي فرار مي كرده دست آخر به يك كوچه مي رسه كه بن بست بوده برمي گرده و با حالت درماندگي مي گويد آخه چي از جون من مي خوايي گاو نر مي گه مااااااااااااااااااااااچ

 

گوش بده ببين چي ميگم . اگه يکي بهت پي ام داد گفت من حسن هستم و سراغ منو از تو گرفت بگو نمي شناسمش. اين يارو شماعي زاده فکر مي کنه گيتارش دست منه

 


دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم ! 

 


زن خوب براي ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعني با جيب آدم کاري نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعني از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعني شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالي اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

 


تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

 


يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتي به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

 


بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
 ميگه : پس چرا قورتش دادي


 

عکس های جدید مصطفی زمانی

برای دیدن عکسهای جدید مصطفی زمانی(یوزارسیف) به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

اینم از عکسهای جدید هانیه توسلی برای مشاهده به ادامه مطلب بروید
ادامه نوشته

تست روانشناسی  

خياروهلو و سيب جلوي شماست. بين اين 3 ميوه کدام را انتخاب مي کنيد؟ (تمرکز کنيد و جواب را در ذهن خود نگه داريد. حال ويژگيهاي شخصيّت خود را مطابق جوابتان بيابيد)
جواب:
اگر هلو را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که هلو دوست دارد!
اگر سيب را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که سيب دوست دارد!
اگر خيار را انتخاب کرديد مشخص مي شود شما فردي هستيد که خيار دوست دارد!

 

 

 

اگه سر کار رفتید معذرت! می تونید روانشانسی میوه ها به ادامه مطلب بروید شاد باشید

ادامه نوشته

یک تست استرس واقعی

 

مطمئن نیستم چطوری كار می كند ولی به صورت خارق العاده ای دقیق است. قبل از اینكه به عكس نگاه كنید توضیحات را به طور كامل بخوانید.

عكس زیر حاوی 2 دلفین كاملاً متشابه می باشد كه در مطالعات روی سطوح استرس در بیمارستان St. Mary استفاده می شود.


به هر دو دلفین كه از آب بیرون پریده اند نگاه كنید.

هر دو دلفین كاملا شبیه یكدیگر هستند.

یك مطالعه دقیق نشان داده كه علیرغم اینكه هر دو دلفین شبیه یكدیگر هستند شخصی كه استرس دارد اختلافاتی را بین آنها پیدا خواهد كرد.
 

هر چه فرد اختلافات بیشتری را بین این دو دلفین پیدا كند تحت استرس بیشتری قرار دارد.
 

اكنون به عكس نگاه كنید و اگر شما بیش از 2 اختلاف بین دو دلفین پیدا كردید نیاز به مرخصی دارید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.



نیازی به پاسخ نیست من خودم به مرخصی خواهم رفت. هرگز زندگی را اینقدر جدی نگیرید، هیچ كس از آن زنده خارج نخواهد شد!

یه تست استرس واقعی!

 

کاریکاتور/ هوو (HOWO) و عملیات انتحاری!

کاریکاتور/ هوو (HOWO) و عملیات انتحاری!

كاريكاتور: خیابان کریم باقری!

 


كاريكاتور: خیابان کریم باقری!

کارتون/ انتخابات افغانستان در نهایت امنیت!

 
کارتون/ انتخابات افغانستان در نهایت امنیت!

کاریکاتور/ شرط قد برای استخدام در دانشگاه!

 

دانشگاه بوعلی همدان برای حضور در آزمون استخدامی خود شرط قد گذاشت.

 


کاریکاتور/ شرط قد برای استخدام در دانشگاه!

تست روانشناسی بسیار جالب

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی

 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

 

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.تست روانشناسی بسیار جالب!!


 4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

 

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

 

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم

ب-به اندازه یک اتاق معمولی 

ج-به اندازه یک جنگل

 د-به اندازه  اقیانوس آرام

 

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان

 

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...

8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

 

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

 

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........

الف-بلافاصله آن را می‌خورید.

ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.

ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

 

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

 

 جواب:

1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.

قصر:ثروت           موزه:حرفه و شغل                    هتل:خانه و عشق  

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

 

2.نشان دهنده نوع زندگی  است که به دنبال آن هستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

 

3.فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

 

4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

 

5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

 

6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

 

7.رنگ اتاق شخصیت شماست:

قرمز:احساساتی و پر شور      سیاه و سفید:منطقی       ارغوانی:ماجراجو

 زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال     رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

 

8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

 

9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

 

10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

 

11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

 

12. 5 حیوان:

دلفین:شغل و حرفه               فیل:خانواده

اسب:عشق                       موش:انتظار و احترام

آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.

عکسهای جالب و دیدنی از عکس العملهای تماشاگران در جام جهانی 2010

با سلام خدمت دوستان گلم امروز واستون چند تا عکس از جام جهانی گذاشتم که خیلی جالبن میدونم دیره ولی شما به خوبی خودتون ببخشید نظر فراموش نشه
ادامه نوشته