داماد كافر
A young girl came home from a date looking sad. She told her mother, “Charles proposed to me a few minutes ago.”
“Then why are you so sad?” her mother asked.
“Because he also mentioned he was an atheist. Mom, he doesn’t believe there’s hell!”
Her mother replied, “Marry him anyway. Between the two of us, we’ll show him how wrong he is.”
دختری ناراحت از سر قراری می آید خانه و به مادرش میگه:چالز چند دقیقه پیش از من خاستگاری كرد
مادر : پس چرا این قدر ناراحتی؟
دختر : آخه چالز میگه من كافرم و به جهنم اعتقاد ندارم
مادر: به هر حال باهاش ازدواج كن .با ما كه باشه نشونش میدیم كه چقدر اشتباه فكر می كنه
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۴ ب.ظ توسط youni
|
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد