ماجرای عبرت آموز (حتماً ببینید و بخندید)
مرد هنگ کنگی نیمه های شب در یک پارک هوس س . ک. س. با حفره نیمکت را می کند. به دلیل تنگی حفره در آنجا گیر می کند.
تمام سعی وی جهت بیرون کشیدن بدنش بی نتیجه می ماند و او مجبور می شود با پلیس تماس بگیرد.تلاش تیم پزشکی برای بیرون کشیدن مرد نگون بخت نیز بی نتیجه می ماند چرا که اندام تناسلی بشدت متورم شده است.. آنها مجبور به بریدن تمام نیمکت و انتقال مرد به همراه نیمکت به بیمارستان شدند.
پس از ۴ ساعت مرد از شر نیمکت رها شد. پزشکان معتقداند که اگر یک ساعت دیگر این مشکل طول می کشید وی اندام تناسلی خود را از دست می داد.



تمام سعی وی جهت بیرون کشیدن بدنش بی نتیجه می ماند و او مجبور می شود با پلیس تماس بگیرد.تلاش تیم پزشکی برای بیرون کشیدن مرد نگون بخت نیز بی نتیجه می ماند چرا که اندام تناسلی بشدت متورم شده است.. آنها مجبور به بریدن تمام نیمکت و انتقال مرد به همراه نیمکت به بیمارستان شدند.
پس از ۴ ساعت مرد از شر نیمکت رها شد. پزشکان معتقداند که اگر یک ساعت دیگر این مشکل طول می کشید وی اندام تناسلی خود را از دست می داد.



+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱ ب.ظ توسط youni
|
گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآيد! گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد! گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد**گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد! گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد**گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد! گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد**گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد